در گیر دل

بیشتر از تمام لحظه های رفته حضورت را دلتنگی میکنم …
گاهی حس می کنمت ..!؟؟
نمی دانم این همان لحظه هائیست که تو نیز چون من پریشان فقدان حضور مرا داری..؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رفیق هم ترانه منتظر حضور نازنینتون هستم ..
ـــــــــ ــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ

درگیر دل شدم … بی دین و بیخدا
سرگشته جنون … از کوی تو جدا
از تو خبر نبود … دلتنگ تو شدم
من سوی تو اسیر … سر می بری کجا

محرم راز تو … حالا غریبه شد
خلوت نشین دیر … این حال و روز چرا
راه من و تو از ، دنیای عشق جداست
تزویر می کنیم .. هم من .. هم شما

دیگه بسه تو رو خواستن ، نوازش های پر احساس
تو سردی و نگاه تو ، نمیشم بیش از این حساس

این نوبهار عمر .. میهمان رفتنی است
در خواب غفلتیم .. پیری رسد ز راه
باید جدا شویم .. گویا زفکر هم
انصاف نباشد این … رفتار بین ما

شمعی رفیق مه .. پروانه ایی که سوخت
گل بر پیکرش نشست … بر هیچ شده فنا
حالا گذشت ز آن حال و هوای عشق
چشمی به راه توست …سر می بری کجا

دیگه بسه تو رو خواستن ، نوازش های پر احساس
تو سردی ی نگاه تو ، نمیشم بیش از این حساس

دنیا برای ما مهر وفا نداشت
در بند آن شدیم از قید هم رها
درگیر دل شدم .. درگیر تو ببین
وقت سفر رسید … خاموش و بی صدا

… حسین خزایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1098
۹۶

  • @};- @};- @};-
  • سلام جناب خزایی عزیز ممنونم از حضورتون @};- @};- @};-
  • سلام و صد سلام ای دوست من سلام چه ساده و روان چه خوش کردی بیان @};-
  • سلام استاد. منتظر نظرات و انتقادات شما و بقیه دوستانتون هستم @};-
  • سلام جناب خزایی گمونم دوستان نکات لازم رو گفتن سبک کارتون رو دوست داشتم .با کمی تامل عالی تر هم میشه من به شخصه لذت بردم شاد باشین و پر احساس
  • @};- =D> مضمون خوبی داشت
  • حسین جان دوست من سلام @};- کارهای قوی تری ازتون خوندم و مسلما نیت شما از این ترانه ارائه ی بهترین اثرتون نبوده چون همون طور که گفتید سعی در ارائه ی کاری نوین داشتید. اگر از تمام نکات خوب و زیبای ترانه شما صرف نظر کنم، باید بگویم خیلی به دلم ننشست. امیدوارم از حرف های این حقیر ناراحت نشده باشید. منتظر کارهای قوی و زیبای شما هستم.
    • علی جان از صراحت و صداقتت ممنونم داداش .. تو این کار فقط دنبال کسب تجربه از یه فضا جدید و نو که تا حالا قلم نزده بودم .. بودم .. لحظه هات ترانه باروون دوست من @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست خوبم... این زبان مناسب حال آلان نیست @};-
    • سپاس جناب دمی زاده عزیز .. مسلما با باید ها زبان محاوره امروزه فاصله زیادی داره .. علاقه مند بودم این سبک و تجربه کنم تا نگاهم به این سبک و زبان باز تر بشه و هم با ارائه نکته نظرات دوستان اندکی اطلاعاتم اضافه بشه .. البته دوستان لطف فرمودند سنگ تموم گذاشتن @};- @};- @};- @};- از شما هم سپاس @};- @};- @};- @};-
  • سلام خوندمتون کارتون زیبا بود موفق باشید بزرگوار @};-
  • دیگه بسه تو رو خواستن ، نوازش های پر احساس تو سردی ی نگاه تو ، نمیشم بیش از این حساس =D> =D> =D> . درود حس زیبایی داشت =D> =D> لایک تقدیمتون @};- @};-
  • سلام نظم خوبی بود پیشرفتتون از اولین ترانه خیلی محسوس بود امیدوارم همیشه در مسیر پیشرفت باشین نه مثل بنده. @};- @};- @};-
  • زیبا بود حسین جان کاملا مشخص بود که آگاهانه زبان ترانتو پیش بردی @};- جاری باشی
  • سلام @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ترانه ی زیبایی ازت خوندم @};- @};-
  • درود جناب خزایی زیبا بود استفاده کردم هم از شعر شما و هم از نظرات دوستان ممنون @};- پیروز باشید
  • ترانه زیبا بود ولی یه تعداد خیلی کم از مصرع ها از نظر وزنی سنگین تر به نظر میومد که مثلا یه جا به خاطر وقفه وسکون در یک کلمه بود به سکون ز در روز توجه کن خلوت نشین دیر … این حال و روز چرا افرین @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام حسین عزیز ترانه های گذشتتون رو خوندم و بعضا لذت زیادی هم از احساس زیباتون بردم اما اینبار اینجا نشانه ای از ترانه ندیدم و باید بگم شعر بود و چون خودم در شعر کمی بیشتر از ترانه سابقه و مهارت نسبی دارم باید بگم شعری بسیار ضعیف بود زبان و احساس شما رو در ترانه خواندم و آشنایی دارم باهاش برادرم میدونم سبکی نو رو خواستید اراعه بدید شاید هم اگر دوباره سعی کنید موفق بشید چون یک بار اشتباه در یک کار به معنی این نیست که باید کنار بزنید اون کار رو منتظر شنیدن ترانه های آینده شما به همون زیبایی سابق هستم و حتی توی همین سبک اما به شیوه ای درست و دلنشین تر موفق باشید حسین عزیز و امیدوارم بنده رو بابت جسارتم ببخشید @};- @};- @};-
    • نیما جان واقعا ممنونم از حسن لطف و نکته نظرات صریح و صادقانه که ارائه دادی .. هنوز در این وادی نیاز به تجربه داریم که به مرور زمان و با مطالعه بیشتر و بی شک با راهنمایی های دوستانی چون شما حاصل میشه .. همیشه برقرار باشی و لحظه هات ترانه باروون @};- @};- @};- @};-
  • حسین جان ترانتو با افتخار خوندم دادا نظرات رو هم خوندم دوستان خیلی با وسواس نظر گذاشتن و بنده هم استفاده کردم.دستشون درد نکنه. اما حسین زبانی که انتخاب کردی زبان خوبی نیست حتی اگه به عمد باشه.سعی کن کارای کلاسیک اگه میخونی نیو کلاسیک باشه.نمیدونم مطالعاتت تا چه حدیه.اما فک کنم هرچی هست کمه.فک کنم الان به عنوان خوراک شعری بهتر باشه کارایی از قبیل کارهای پانته آ صفایی (دوستی به من معرفی کردن و خیلی زیبا بود) یا غزلیات فاضل نظری یا مهدی فرجی یا ... رو بخونی تا شاعر های قدیمی تر.البته میدونم که خودت بهتر از من میدونی.ولی گفتم که دوستان تازه وارد تر هم مطالعه کنن :) موفق باشی رفیق @};-
    • رضا جان ممنونم از حضورت .. خودمم برای تجربه اول قبول دارم کار ضعیفی بوود به قول دوستان بیشتر در وادی شعر بوود تا ترانه اما در همون وادی هم کار ضعف هستش .. بدلیل تجربه کم در این فضا کلاسیک زبان منسجم و روشنی نستوستم ارائه بدم . در باب مطالعه از لطف دوست عزیز و هم ترانه آرش توفیق عزیز هم ب آثار فاضل نظری هم .. هدی فرجی عزیز ایضا اثار حسین منزو و دگر آثار که در سبک ها و موضوعات مختلف که حرفی واسه گفتن داشته باشه حتما ستفاده میکنم . از نکته نظر و وقتی که گذاشت ممنونم داداش گلم @};- @};- @};- @};-
  • دیگه بسه تو رو خواستن ، نوازش های پر احساس تو سردی و نگاه تو ، نمیشم بیش از این حساس @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
  • mer30 dash hosein ,halemono ghashnag kardi @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه شما از لحاظ محتوا زیبا و جالب است اما من حس می کنم در بعضی از جاها از شکل ترانه خارج میشه و به شعر نزدیک تر میشه. اما مجموعا کار شما ستودنیست. موفق باشید. @};-
  • زیبا ست حسین عزیز @};- @};-
  • سلام جناب خزایی عزیز @};- ترانه خوبی بود موفق باشید :">
  • سلام حسین جان . دیر آمدن هایم را ببخش. شنیده ام که در Chorous وزن رو تغییر میدم و می بینم که شما زبان رو هم عوض کردین. و خیلی هم درست این کار را انجام دادین. کاملا مشخصه که برای نوع خاصی از موسیقی تلفیقی نوشته شده. و مطمئنم که این ترانه باید به صورت دوئت اجرا بشه. این تغییر زبان تو توو کامنت منم تاثیر گذاشته. فکری واسش داری یا یه فکری براش بکنیم؟ کار خوبیه ها. @};- @};-
    • آیدین جان دوست هم ترانه من خوشحالم از حضورت . همانطور که گفتی این ترانه یه کار سفارشی که قرار برای نوعی از موسیقی تلفیقی که شامل موسیقی بادی و ضربی و .. اجرار بشه .. حالا اینکه چقد موفق بودم .. ببینم نظر دوستان ..؟؟؟ از حسن لطفت ممنونم .. داداش هم ترانه @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز اومدم به رسم ادب سلامی عرض کنم گفتنی ها رو دوستان گفتند موفق باشید @};-
  • در عین درد زیبا بود مانا باشید @};-
  • سلام ترانه زیبایی بوووود تبریک میگم بهتون.... =D> =D> =D> @};-
  • سلام حسين جان زبان خوب و زيبا و متاوت از چيزي كه تو اين آكادمي مي بينيم انتخاب كرده بودي و خوب از پسش بر اومده بودي آفرين داداشم خوب و زيبا بود لايك تقديمت =D> =D> =D> =D> =D>
  • عالی بود حسین جان میپسندمت دست مریزاد لایک @};-
  • سلام حسین عزیز و گل .اینکه خواستی غزل ترانه ی کلاسیک بنویسی مایه ی خوشحالیه چون این سبک سختی های خودشو داره با معصومه جان موافقم و برای تکنیک و حسارتت حتمن می پسندم .موفق باشی =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • درود حسین خزایی عزیز یه جاهایی مثل ( محرم راز تو ..حالا غریبه شد ) رو بد خوندم نمی دونم مشکل از کجاست :"> بعد یه کم احساس کردم تلاشتون برای استفاده از واژه های کلاسیک به جای محاوره به کار ضربه زده و باعث شده گه گاه دوگانگی های ناخودآگاهی به وجود بیاره . مثلا ( دیگه بسه ) رو احساس کردم به زبان کلمات دیگر ترانه نمی خورد .. جسارت و پرحرفیم رو ببخشید دوست هم ترانه و مهربان :"> لایکید @};- @};- @};-
    • این بر می گرد به همون قصه کلاغ و کبک .. ;)) ;)) آخه بچه جوون تو ننه ت کلاسیک میگپه یا آقا جونت که دست به همچین ریسکی می زنی که بنده ها خدا رو هم توو انپاس قرار میدی ;)) خانم قریشی عزیزتجربه ای نوعی از زبانی کهن .. مسلما کوتاه های هم بوده .. که با ارائه نکته نظرات دوستان هم مورد بازبین قرار می گیره ... در باره محرم راز تو حالا غریبه شد .. ( فک کنم این ح یه مقدار از رونی کلام گرفته ..) :-? :-/ مرس از اینکه همیشه همراه @};-
  • سلام حسین جان کار زیبایی بود... =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- جناب خزایی ترانه زیبایی بود @};- =D>
  • سلام ممنونم از حضور شما @};-
  • سلام حسین عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیرضا عزیز داداش گلم مرسی از اینکه همیشه به عنوان اولین مخاطب ترانه هام با حوصله هم گوش به تلفنی و هم دست به قلم .. خونه دلت شاد آباد باشه داداشی @};- @};- :-x :-x
  • سلام جناب خزایی گرامی دوست عزیز ترانه رو خوندم ..زیبا ست ..آنچه به نظرم میرسه ..در بیت دومه ..که فرمودید "سر میبری کجا..احتمال نزدیک به یقین ..در کجا بسر میبری ..مضمون مورد اشاره ی ذهنتون است ..اگر اینجوره ..این عبارت گسسته .. که از بسر بردن ..ب ..هم افتاده ..تداعی گر معنی نیست ..به عوض معنی یی رو که به ذهن متبادر میکنه ..معنی سر بردن /سر بریده نزد سلاطین بردن ..را تداعی میکنه که امروزه کاربردش ..اصطلاحی شده برای کسی که با سرعت و عجله ..میرود..! به نظر بنده .. جایگزینی برای این قسمت انتخاب شود .. بد نیست.. مثلا: من سوی تو اسیر/ دل میبَری کجا؟ ترانه ای بود با ویژگی خاص و البته که زیبا . =D> @};- @};- @};- @};-
    • خانم ربانی عزیز خیلی خوشحالم که با حضور نازنین و نکته نظر صادقانه همراهم بودید .. البته بنده به شخصه کوتاهی های در سبک نگارش این اثر داشتم ... گاهی در انتقال مضمون و پیام مورد نظر ممکن مخاطب دچار دوگانگی و یا تناقض کن .. این یکی از اوون موارد بوود .. سپاس مجدد حتما خواهم آموخت .. @};- @};-
  • سلام جناب خزایی عزیز...بر میگردم @};- @};- @};- @};-
    • خانم غلامی عزیز.. بسیار مسرورم که حضور ارزشمندتونو پای کارم دارم .. بی صبرانه منتظر نکته نظر صریح و موشکافانه شما هستم .. @};- @};- @};- درود @};-
      • @};- @};- @};- @};- سلام مجدد جناب خزایی عزیز و محترم...با توجه به اینکه شما از قصد من بخاطر نقد هام مطلع هستید بنده بی پرده هرچه را که به ذهن حقیرم می رسه بهتون میگم...شما هم در ترانه بعدی تلافی کن و جای هیچ بحث برای من نذار ...امیدوارم ...واقعا امیدوارم اینگونه بشه...انشالا برادر خوبم...گزینش تو در کلمات خوب نیست و صرفا هر کلمه ای که به ذهنتون رسیده بی فکر و تلاش برای جایگزینی بهتر انخاذ کردن بکارش بردی...بعضی کلمات و جمله بندی هایی که حتی در زبان کلاسیک شعری نیز نادرست است...و فاقد معنی...چند مثال از همین کار براتون می نویسم.. (من سوی تو اسیر … سر می بری کجا) ...سر می بری کجا رو که آزاده عزیز توضیح دادند...و اما من سوی تو اسیر از نظر معنایی و ساختاری و دستوری کاربرد اشتباهی است...سوی کسی اسیر شدن نداریم ...دست کسی اسیر میشن و شما با کمترین تلاش می تونستی بگی من دست تو اسیر... خلوت نشین دیر … این حال و روز چرا....هم همینطور و این (باید جدا شویم .. گویا زفکر هم) و .... بجز ترجیع بندت که احساسی و زیبا بود بقیه کارت یک شعره برادر...شعری کاملا تصنعی و ساختگی ...که به اجبار وزن و قافیه و حالا هر دلیل دیگری که داشته ...چند تا جمله نامفهوم و گنگ رو کنار هم چیدی ...جابجایی ارکان داشتی به شدت غیر قابل قبول که به محتوا و حتی ساختار کارت صدمه زده ..با مثال عرض میکنم..(بر هیچ شده فنا ودر بند آن شدیم از قید هم رها و...) برادر خوبم..جناب خزایی عزیز ..اگه میخوای ترانه ای بگی که به معنای واقعی ترانه باشه ...ترانه بگو...مثل همون ترجیع بندت...شما که میدونی ترانه چیه چرا می ری سراغ زبان کلاسیک و چهار پاره و رباعی گویی به نام ترانه...این کار حتی اگر بر روی ملودی هم گفته شده باشه و برای اجرا...بازهم تموم این ایراد ها بهش وارده...چون مشکل بیان داره...مشکل ساختاری و دستوری داره...از ساده گفتن شروع کن بازهم میگم می دونم شما میدونی ترانه چیه اینو با ترجیع بند قشنگت ثابت کردی...مثل همون ترجیع بند ساده و زیبا بگو...خودت باش...از پایینترین پله شروع کن...از ساده نوشتن...حتی اگه یه کار ضعیف بگی ولی واقعا ترانه بگی بهتر ازینه که تصاویر مبهم و اغراق و ابهامات شعری استفاده کنی ... برادر نازنینم...امیدوارم از نقد تندم ناراحت نشی و به قول خودت به روحیه حساس و شکننده ت بر نخورده باشه...اما اگه واقعا بهت برخورد دست به کار شو و یه ترانه عالی بگو...خودتو ثابت کن...یه ترانه ساده ساده ...قول میدم ایراد وزن و قافیه هم داشت ازت نگیرم...اولین درست همین ساده نویسی و ساده سرایی باشه فعلا تا بعد... موفقیت شما تنها خواسته منه.... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • خانم غلامی عزیز از صراحت و صداقت کلامتون واقعا ممنونم . به شخصه یه پک علامت سوال تو ذهنم از دنیای ادبات و شعر و رتنه هستش که سعی دارم با به قلم آوردنشون جوابی برا این مهجولات دنیای خودم پیدا کنم . شاید یکی از دلایل رو آوردن من به پیچیدگی نویسی .. بر گرده به پچیدگی شخصیتی .. ;)) ;)) البته کسی که قصد داره برای عامه مردم کار انجام بده ، مخصوصا در حوزه ادبی باید ساده .. یواا و قابل هضم باشه .. البته همونطور که عرض کردم نقد که به جا و سازنده باشه مطمئا اگه جنس روحیه از جنس ظروف الکوپال باشه باز هم ضربه ای بهش وارد نمیشه .. ;)) i do my best .. نهایت تلاشمو خواهم داشت .. لحظه هاتون ترانه باروون .. سپاس مجدد @};- @};-
  • لایک حسین جان لذت بردم @};- @};- @};- @};-
  • زیبا بود :-) @};-
  • از احساس و ترانه قشنگت لذت بردم.تو حال و هوای ترانه های قدیمی ترت بود @};-
    • کریم جناب از همراهی همیشگیت واقعا ممنونم .. آره داداش این از کارای قبلیم که قبلا در پیجم در صفحه اجتماعی گذاشته بوودم .. دوست دارم نظر گلتو درباره این اثر و زبان متفاوتش برام بگی .. @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};-
    • دوستان عزیز عرض سلام و ادب احترام خدمت همه هم ترانه های گلی همیشه با حضور مهربون و ارائه نکته نظرات و نقد های صریح و صادقانه شون گام به گام به چراغ دانش و دانسته های من اضافه می کنید . ترانه جاری اثری که البته مربوط به اردیبهشت سال جاری . کاری سفارشی که قرار بوود روش ملودی ساخته شه برای اجرا . سعی داشتم زبانی متفاوت از آنچه در زبان ترانه های محاوره امروز مرسوم ، در این اثر به تصویر بکشم . از تک تک هم ترانه های گلم خواهش میکنم حتی به اندازه یه کلمه یا جمله هر چیز چه از نظر زبان .. محتوی .. تصاویر و حتی تعابیر استفاده شده و ساختار دستوری ، جابه جایی ارکان و مخصوصا ترجیح بند نظراتشون برام بگن . لحظه هاتون ترانه باروون @};- @};- @};- :-x :-x
    • مرسی بانو پور یونس عزیز @};- @};- @};-