ترانه منو صدا بزن

بیا ترانه ی منو صدا بزن
ترانه ای که از صدات جون گرفت
که از تو زاده شد دوباره عشق من
که از تو عشق ،قطره قطره خون گرفت

بیا ترانه ی منو صدا بزن
دوباره روز روشنو صدابزن

برای چشمهای شاعری که رفت
تموم شعر ناتمومو گریه کرد
برای قلب اون زنی که شب ،شکست
برای بغض بی صدای مرد

بیا ترانه ی منو صدا بزن
دوباره روز روشنو صدا بزن

برای بچه هایی که تو دساشون
کبوترا هنوز گرم وعاشقن
برامسافرایی که شب گریز
هنوز فکر آخرین شقایقن
برای آرزوی آخرین من
که توغروب یک شهاب ،روشنه
یااون قناری اسیری که هنوز
تو خواب ،فکررفتن وپریدنه

بیا ترانه ی منو صدابزن
دوباره روز روشنو صدابزن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: