دلِ مــــادر لرزید…

بسم ال…

این کاروصله یِ جونمـه…
تقدیم به عمویِ شهیدم
وهمه یِ اونایـــــــی که
دارو ندارشون و گذاشتن
پایِ عقیــــــــــــدَشون…
__________________
دلِ مــــادر لرزید…

بندِ پوتیــنوبست ،کولـــــه یِ خاکیشو ، رویِ دوشِش انداخت
آسِمون یادش هست؛ مـاه،پیشونیشو؛بوسه زد،خاطــره ساخت
تو بَغـَل گِرفتِشو،آیـَتُ الکُرسـی خـــوند،دور شــــد با لبخنـــد
از لباسِش بویِ ،گُــــــل میومدازتو ،خونه بــویِ اِسفنــــــــــد
آسمون یادش هست،پیشِ چشمـایِ مــاه،کوچـه مهتابی شُد
مـــاه یادش مونده،نصفه شب بود ولـــی،آسمـون آبــــــی شُد

یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد
اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد
کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد
یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد

لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن
پاره یِ جون و بدی آســـون نیست
خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ
دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست

چند ماهی که گذشت،قاصِـــــــدی اومد از،سرزمینِ خورشید
قـــابِ عکسِ گــــُـل از،رویِ دیـــوار اُفتاد،دلِ مــــادر لرزید
قاصِدک با گـــــــریه،غرقِ خون پس اُورد،کوله یِ خاکیشـــو
مادرِش با لبخند،سجده کرد گفت:خـــُــــدا،دادمِش راضی شو

لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن
پاره یِ جون و بدی آســـون نیست
خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ
دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست

1276
۸۳

  • @};- @};- @};-
  • یاد عموت به خیر.شاید بهتر باشه بیشتر وقت بذاری تا یادش زنده بشه @};-
    • مطلب اول ترانه ت رو نخونده بودم.ببخش .همین که وصله جونت هست خوبه و نیاز به کار اضافی نیست. @};-
      • علیک سلام کریم عزیزم ممنونم از حضورت ایشون و شهدای دیگه یادشون همیشه زنده اس حالا چه من تلاشم کافی باشه چه نباشه @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • قطعا همینطور هست که میگی .اما وظیفه هنرمندای توانا و متعهدی مثل تو ابنه که به افرادی مثل من که فراموشکار و قدر نشناسیم با هنرتاثیرگذارت یادآوری کنی.موفق باشی @};-
      • حرفتو با دل وجون قبول دارم کریم جان @};-
      • الن که دقیق تر میخونم میبینمبیخوابی اون شب نذاشت این نظر آخرو با دقت بخونم....کریم جان داداش کی گفته امثال تو قدر نشناسین ومن متعهد تواضع میکنی؟صد در صد کسی که همچین دغدغه ای داره که در موردش بحث میکنه متعهد تر از این حرفاس.....عزیزمی داداش @};- @};-
  • سلام رسول جان ترانه بسیار زیبا و ارزشمندی بود خیلی عالی بود مرسی داداشم =D> =D> =D> =D>
  • سلام .خیلی عالی بود.با تمام وجود حس کردم .روح پاکش قرین رحمت باشه =D> =D> @};- @};-
  • درود رسول عزیزم :-) خیلی هنرتو دوست دارم مرد :-) همیشه باش @};- @};- @};-
  • سلام خوندمت عزیز نقد برای کارهای بعدی دانا باشی
  • دلِ مــــادر لرزید… بندِ پوتیــنوبست ،کولـــــه یِ خاکیشو ، رویِ دوشِش انداخت آسِمون یادش هست؛ مـاه،پیشونیشو؛بوسه زد،خاطــره ساخت تو بَغـَل گِرفتِشو،آیـَتُ الکُرسـی خـــوند،دور شــــد با لبخنـــد از لباسِش بویِ ،گُــــــل میومدازتو ،خونه بــویِ اِسفنــــــــــد آسمون یادش هست،پیشِ چشمـایِ مــاه،کوچـه مهتابی شُد مـــاه یادش مونده،نصفه شب بود ولـــی،آسمـون آبــــــی شُد @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> چند ماهی که گذشت،قاصِـــــــدی اومد از،سرزمینِ خورشید قـــابِ عکسِ گــــُـل از،رویِ دیـــوار اُفتاد،دلِ مــــادر لرزید قاصِدک با گـــــــریه،غرقِ خون پس اُورد،کوله یِ خاکیشـــو مادرِش با لبخند،سجده کرد گفت:خـــُــــدا،دادمِش راضی شو @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> مگه میشه یک انسان اینقدر روح بزرگی داشته باشه که زیبا ببیند زیبا بشنود و زیبا بنویسد و دل نوشته هایش آرامش بخش روح انسانهای دیگه باشه @};- @};- @};- رسول جان شما از نسل آفتابید خیلی با ترانه هات ارتباط برقرار میکنم و آرامش میگیرم . لایک لایکی (موضوع و روایت ترانت رو هم باید ستود ) موفق و شیرین کام باشید در لحظه لحظه زندگیتان @};- =D> @};- =D>
    • علیک سلام امیر علی عزیز این نوع نگاهت خیلی خیلی منو شرمنده کرد و از طرفی هم خوشحالم کرد که هنوزم کسایی هستن که قدر ارزشها رو میدونن اینقدر زیبا با حرفشون دل آدم رو میلرزونن خیلی عزیزی داداش گلم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • رو به رو، دراي بسته س توي اين سكوت سنگي چقَدَر دلا شكسته س خوابا كابوسن و تاريك رؤياها پاييز زردن نگاها، غاراي وحشت سينه ها قلك دردن حالمو از كي بپرسم روزامو از كي بگيرم شبامو كجا بپاشم قراره كجا بميرم شاديا تنهام گذاشتن زندگي بهم رودس زد دلمو با سكته لرزوند نفس خسته مو پس زد اينجا آسمونِ دلتنگ بارون اسيد مي باره روي گونه‌هاي خيسم زخماي عميق مي كاره من از زندگي چي مي خوام ؛ جاده‌اي واسه رسيدن يه دريچه ي تماشا چشايي واسه چكيدن آسمونو گِل گرفتن خورشيدُ تو پستو كشتن كهكشوناي پريشون گله‌هاي لاك‌پشتن من از زندگي چي مي خوام ؛ يه نفس، كه زنده باشم فرصتي تا كه بتونم اشكامو تو شب بپاشم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام...بسیار زیبا و ارزشمند @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداش گلم حس و حال ترانت و مضمون و موضوعش رو بینهایت دوست داشتم...بینهایت زیبا بود و از خوندنش لذتی همراه با بغض بهم دست داد...قربونت رسول جون... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام شاعر احساس @};- هستي و نمي ذاري "عشق" از يادمون بره! هستي و نمي ذاري "عاشقا" رو از ياد ببريم! هستي و نمي ذاري فراموش كنيم بودن كسايي كه بالِ پرواز نداشتن اما اونقدر بزرگ بودن كه با يه جفت پوتين كهنه تا بهشت پر زدن... هستي و بودنت يه تلنگره براي ما كه تو هياهو و شلوغي اين دنيا خودمون و گم كرديم! شايد حالا كه به بهانه ي اين ترانه براي چند لحظه چرتمون پريده! بتونيم كمي فكر كنيم به اين كه: لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست شايد بتونيم درك كنيم چه شد و چه كردند... بخاطر همه ي اينا ازت ممنونم،مطمئنم روح عموي بزرگوارت هم بخاطر تمام اين ها ازت شاده... ممنونم كه هستي و هستي رو رنگ مي زني... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیک سلام سعیده ی عزیز من ممنونم ازت تو بودی که کاری کردی خیلی ندونسته ها رو بفهمم زندگی ای که پر شده از سراشیبی وسر بالایی و بالا و پایین های خودش من کاری نکردم و نمیکنم اینجا خیلی از احساس های پاک و زلال مثل تو و بچه ها تلنگرم زدن که خودم بشم تلاش کنم با مسیر دنیا همراه نشم نمیدونم شاید امشب که بازم به یکی از سدهای زندگی دارم میخورم وآروم آروم سعی دارم روزنه ای پیدا کنم برای نفوذ قلمم تلخ شده ولی من از تو ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- همین :-)
  • سلام رسول جان خیلی زیبا و تلخ نه باز هم زیبا :-S روح عموتون شاد و دلتون آروووم موفق باشی برادرم @};- @};- @};- @};- @};-
  • لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست لایک @};-@};-@};-
  • @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام برادر هميشه خوبم... @};- @};- @};- ببخشيد كه دوباره بي حرفم... اينبار خيلي بيشتر از هميشه... :< :< :<
  • از هم گشودی دست های باورت را کردی بغل آنگاه باغ پرپرت را از روی چادر می کشی آرام آرام روی سرش انگشتهای لاغرت را مادر شدی تا عشق را معنا ببخشی نذر نفس هایش کنی چشم ترت را این استخوان ها عطر شیر پاک دارند پر کرده عطری آشنا دور و برت را [ تابوت ها را می شماری ! ... بیشمارند... با گریه می چرخانی اینجا ساغرت را اینجا دیار تاجداران نیست ... یعنی : تاج سرت را می دهی تا کشورت را ... تاج سرت را ! ( این که چیزی نیست) حتی ... گاهی برای کشورت باید سرت را ...] ((وحیـــده افضـــلی)) سلام آقای ادیـــنه گرامی هرقطره ی خونی که در راه عزت این آب وخاک ریخته شد دین بزرگیه به گردن تـک تـک ما.... دربرابر عظمت و پاکی این ترانه فقط سجده می کنم و سکوت.... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((خــــداونـــد ضامـــن آرامـــش و خوشبخــتی تان))
  • ما درگذشتگانیم ..اینان به جان خرامان/ جا مانده ایم و هستند ..اینان ماندگاران..! این بیت از سروده هامو تقدیم به مقام والای شهیدی میکنم که در سفره ی رحمت الهی روزی خور لقمه های راز است.. @};- @};- @};- @};- سلام .. بسیار زیبا و پر احساس و بسیار عالی سرودید.. بسیار تاثیر گذار و گیرا..آفرین. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • روح همه حماسه سازان تاریخ شاد ، بسیار زیبا و دلنشین @};- @};- @};-
  • مادرِش با لبخند،سجده کرد گفت:خـــُــــدا،دادمِش راضی شو =D> =D> @};- درود برشما @};-
  • یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد =(( =(( =(( =(( =(( بسیار تکان دهنده.. =(( @};- به روح عموی گرانقدرتون درود می فرستیم.. @};- @};- @};-
  • كار زيبايي بود رسول عزيز.. روح تمام شهدا شاد.. موفق باشيد :-) @};- =D>
  • @};- ☼سلام برادر رسول☼ @};- با ترانتون خيلي ارتباط گرفتم احساس تو ترانه موج ميزد یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد @};- @};- با افتخار لايك @};-
    • علیک سلام خواهر خوبم خیلی خیلی ممنونم ازتون خواهر عساری عزیز @};- @};- @};- @};- باعث افتخارم بود تشریف اوردین ممنونم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان مرده آن است که نامش به نکویی نبرند. صد در صد این کارو رو روی ملودی که تو ذهنت داشتی نوشتی @};- @};- @};- روحش شاد =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام @};- وصله ی جونتون.... چه قدر تصویرای قشنگی داشت کارتون،با احساس زیبای کار،لذت ولذت ولذت بردم از خوندنش. =D> =D> =D> =D> ممنون از قلمتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان خدا رحمت کنه عموی بزرگوارتو .... ترانه ی زیبایی بود ایشاالله غم وصله ی تنت نباشه @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان روحش شاد واقعا ترانتو حس کرده... عالیییییییییییی بود لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست =D> =D> =D> =D> =D>
  • عالی بود خیلی تحت تاثیر قرا گرفتم دست مریزاد رسول عزیز هم ترانه کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد @};- @};-
  • بند بند کارت به دلم گره خورد دست خوش داری عزیزم لایکی @};-
  • یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد =D> =D> =D> . عالی بود =D> =D> لایک تقدیمتون @};- @};- @};-
  • نمی دونم چی باید گفت ! @};- @};- @};-
  • بسیار عالی و زیبا مثل تمام کارهایی که از شما خوندم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> یه مســـافر،میــرفت،یه مســافر میموند!!ولـی قلبــــش رو داد اشکـاش آروم آروم،از رویِ پلکــاش تو،کــــاســــه یِ آب افتاد کاسه یِ آب از تو،دستِ مهتاب افتاد،کوچــــــه بارون میخورد یه مسافـِـر میرفــت،تویِ کولَه ش قلبه ،مـــــادرش رو میبــُرد @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست @};- @};- =D> =D> =D> =D> سلام رسول جان خیلی زیبا بود خدا بیامرزه عموتو البته ایشون باید شفاعت مارو بکنن. همه ی شهدا گردن ما حق دارن. @};-
    • علیم سلام احمد عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- خیلی ممنونم از لطفت داداشم خدا همه ی رفتگانت و رحمت کنه واشال.. جای خوبی اون دنیا براشون در نظر بگیره اینورم که خدا منو بیامرزه :-/
  • واقعا زیبا بود خیلی لذت بردم لایک استاد
  • سوم @};- @};- @};- سلام رسول این بهترین کاری بود که ازت خوندم ... واقعا دست مریزاد چه تصویر های زیبایی پسر تو معرکه ای تو خود ترانه ای بندِ پوتیــنوبست ،کولـــــه یِ خاکیشو ، رویِ دوشِش انداخت آسِمون یادش هست؛ مـاه،پیشونیشو؛بوسه زد،خاطــره ساخت تو بَغـَل گِرفتِشو،آیـَتُ الکُرسـی خـــوند،دور شــــد با لبخنـــد از لباسِش بویِ ،گُــــــل میومدازتو ،خونه بــویِ اِسفنــــــــــد آسمون یادش هست،پیشِ چشمـایِ مــاه،کوچـه مهتابی شُد مـــاه یادش مونده،نصفه شب بود ولـــی،آسمـون آبــــــی شُد
    • اولی..همیشه علیک سلام حامد جان گلم این همه لطفی که داری آدمو شرمنده میکنی حامدِ عزیزم شک نکن نگاه خودت زیبا و دل خودت زلاله که کارمو با این نوع نگاه آمیخته کردی داداشم ممنونم ازت عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • روحش شاددد یاد جاوید .. داداش رسول کلام ترانه بسیار زیبااا و دلنشین بوود و حس جاری در تک تک بندها قابل لمس بوود .. لحظــــه یِ غریبیه دل کنــــــدن پاره یِ جون و بدی آســـون نیست خُدا خوب میدونه اون ساعت هیچ دلـی مثلِ دلِ مادر خــــــون نیست @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-