تو اولین روزای پاییزی ..

توو اولین روزای پاییزی

رفتی که رد پاتو بارون شست

رفتی توو پاییزی که از جنس

موهای فر خورده و بور توست

رفتی توو باد سرد پاییزی

تا سوز تو شهر و بلرزونه

دلخوشی این مرد بعد تو

قدم زدن توو برگ ریزونه

دلگیره عصرای بدون تو

فرقی نداره صاف یا ابری

دلتنگی جا خش (ک) کرده توو این شهر

خونه شده لبریز بی صبری

اسم بد از پاییز در رفته

بی تو همه روزا غم انگیزن

بی تو تمومه سال بارونه

بی تو همه فصلا پاییزن

رفتی ندیدی پشت تو حتی

بارون توو کوچه اسیدی شد

اسم بد از پاییز در رفتو

پاییز فصل نا امیدی شد

رفتن تو ساعت رو برگردوند

دلکندنت روزا رو کوتاه کرد

پاییز این شهر شکست داده

دنیارو پاییزی نکن برگرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: