مردی که از تردید دلگیره…

من رو سرا پا وارسی کردی
مردی که از تردید دلگیره
میخواد از این خونه بره امّا
دستگیره هی دستاشو می گیره

تصویر ذهنی تو از این مرد
از سوژه های داغ جون داره
خیلی شکستن ها ضعیفش کرد
جسمش ولی هفتاد جون داره

رو شیشه ها «ها» میکنم شاید
بوی غبارش عطر تو باشه
امّا نشستن با خیال تو
تنها نمک رو زخم می پاشه

سمت اثاث خونه بی وقفه
شلیک میشم بس که پُر دردم
اندازه ی روزای این تقویم
دیوارُ از اسم تو پُر کردم

هر روز خرده شیشه می ریزه
رو تار و پود خسته ی قالی
خشمم از این یک سال و چند ماهُ
روی وسائل می کنم خالی

اوضاع من خیلی پریشونه
این سر واسه شونه دلش تنگه
وقتی حریفش رفته از جبهه
هی با خودش تو خونه می جنگه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • من رو سرا پا وارسی کردی مردی که از تردید دلگیره میخواد از این خونه بره امّا دستگیره هی دستاشو می گیره نیم مصرع اول اضاقیست و با نبودش لطمه ای بر معنای بیت نمیزنه. قافیه ها هم ضعیفن. تصویر ذهنی تو از این مرد از سوژه های داغ جون داره خیلی شکستن ها ضعیفش کرد جسمش ولی هفتاد جون داره مصرع اول فاقد معناست جسم برای پر کردن وزن اومده داغ و هفتاد همقافیه نیستن. رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بوی غبارش عطر تو باشه امّا نشستن با خیال تو تنها نمک رو زخم می پاشه برای برخاستن غبار باید قوت کرد نه ها! بعد روی غبار ها می کنیم بلند نمیشم میشینند با خیال کسی؟ منظورت حتی اگر نشستن غبار بر اجسام به علت نبود خانم خونست که پرداخت ضعیفه هرچند کلن این دید سنتی در شعر امروز زیبا نیست که نبود معشوق با نشستن خاکروبه بر وسایل به چشم بیاد. تنها نمک رو زخم میپاشه؟ یعنی چی؟ تنهایی رو نمک زخم میپاشه یا فقط نمک رو زخم می پاشه نه چیز دیگری(ضعف تألیف) سمت اثاث خونه بی وقفه شلیک میشم بس که پُر دردم اندازه ی روزای این تقویم دیوارُ از اسم تو پُر کردم علت کنش شلیک کردن درده؟ نیم مصرع دوم کلمه ی (این) حشوه دوست من ببخش که نمیتونم تا انتها ادامه بدم چون وقتم کمه و دوست دارم پای چند ترانه از دوستان باشم.
    • سلام دوست عزیز :) خیلی ممنون از نقد صادقانه تون، فقط برای برخی نکاتی که ذکر کردین پاسخ هایی داشتم: تصویر ذهنی تو از این مرد از سوژه های داغ جون داره خیلی شکستن ها ضعیفش کرد جسمش ولی هفتاد جون داره (اینجا قافیه "داغ و هفتاد" نیست! قافیه "جون دار" و "جوندار" هستش! جناس تام. بیت اول هم با بیت دوم کامل میشه، در واقع معنا رو باید مکعوس تعریف کرد: تصویر ذهنی تو از من مردی هست که با وجود شکست های زیاد هنوز هم جون داره؛ یه همچین چیزی واست یه سوژه ی داغ جونداره.) رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بوی غبارش عطر تو باشه امّا نشستن با خیال تو تنها نمک رو زخم می پاشه (نه، منظورم اینجا اصلاً گرد و خاک، نشستن خاکروبه روی وسایل و هرچیزی مثل این نبوده. پیشنهاد میکنم به یک شیشه یا آینه (ترجیحاً تمیز!!) نزدیک بشین و آروم "ها" کنین؛ حتماً یه بوی خاص خیلی خفیف استشمام میکنین که من شخصاً خیلی دوس دارم :-) :"> بیت دوّم هم که فک میکنم کاملاً مشخصه: نشستن با خیال تو، فقط نمک به زخمم می پاشه. فقط بیشتر اذیتم میکنه...) سمت اثاث خونه بی وقفه شلیک میشم بس که پُر دردم اندازه ی روزای این تقویم دیوارُ از اسم تو پُر کردم (منظورتونو از "علت کنش شلیک درده؟ نفهمیدم متاسفانه) سپاس/ @};-
  • هر روز خرده شیشه می ریزه رو تار و پود خسته ی قالی خشمم از این یک سال و چند ماهُ روی وسائل می کنم خالی =D> =D> =D> آقا من از بند بندش لذت بردم @};- =D> ..بسیار عالی..@};- @};- @};- :-x
  • @};- تصویر سازی ترانتون خیلی زیباست و تونستید حس ترانه رو به خواننده اثر القاءکنید @};- @};- @};- موفق باشید
  • ziba bod agha ariya
  • سلام آریا جان زیبا بود مرسی
  • آریای عزیز سلام من هر وقت فرصتی بشه آکادمی بیام به کارای زیبات سر میزنم این بار غیر از لایک کردن فقط میخوام یه نکته رو که خودت شاید بهتر از من بدونی ((رو شیشه ها «ها» میکنم شاید)) اومدن دو تا "ها"پشت سر هم برای اجرا کارو سخت میکنه...قبول داری؟ گفتن مزیت های کارم که فکر کنم طولانی بشه داداش پس ازم همین مقدارو قبول کن @};- @};- @};-
    • سلام رسول عزیز خیلی ممنونم، واقعاً لطف دارین :) کاملاً درسته، البته این تا حد زیادی به سبک خوانش خواننده هم بستگی داره. خوشحال شدم از حضورتون/ @};- @};- @};-
  • @};- @};- =D>
  • اوضاع من خیلی پریشونه این سر واسه شونه دلش تنگه وقتی حریفش رفته از جبهه هی با خودش تو خونه می جنگه… دوسش داشتم ممنون @};-
  • رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بوی غبارش عطر تو باشه امّا نشستن با خیال تو تنها نمک رو زخم می پاشه =D> =D> =D> =D> موفق باشی دوست من
  • اوضاع من خیلی پریشونه این سر واسه شونه دلش تنگه وقتی حریفش رفته از جبهه هی با خودش تو خونه می جنگه… :-) =D> @};-
  • سلام و درود دوست عزیز...این اولین باره که سعادت حضور پای ترانه شما نصیبم شده و بدون اطلاع از سابقه ترانه سرایی شما چند نکته مختصر رو تنها درمورد همین ترانه به عرض می رسونم من رو سرا پا وارسی کردی مردی که از تردید دلگیره.....دقت کردی که " من رو " اگه " منو " هم استعمال می کردید هیچ مشکلی پیش نمی اومد؟؟؟؟ کاربرد " رو " بعضی جاها اصلا جالب نیست و متاسفانه اینجا یکی از اوناست... میخواد از این خونه بره امّا دستگیره هی دستاشو می گیره یک مخالفت با قیاس معنایی به بهترین و زیباترین شکل ممکن...آفرین معمولا این دسته که دستگیره رو میگیره اما شما با تناقض نمایی زیباترین تصویر این ترانه رو ازش ساختید .. =D> تصویر ذهنی تو از این مرد از سوژه های داغ جون داره خیلی شکستن ها ضعیفش کرد جسمش ولی هفتاد جون داره ارتباط مصراع اول و دوم گنگه ..واصلا ارتباطی بینشون از نظر مفهومی و یا حتی واژگانی نیست...هرکدوم از یه چیزی دارن میگن... رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بوی غبارش عطر تو باشه امّا نشستن با خیال تو تنها نمک رو زخم می پاشه اینجا هم همینطور...وقتی بعداز مصراع اول " اما " اوردی مخاطب منتظر نفی چیزی میشه که شما عقیده داشتی شاید باشه اما نیست ...اما شما بعداز اما یه تصویر دیگه دادی به مخاطب که ربطی به " ها " کردن شیشه نداره و از نشستن و هیچ کاری نکردن حکایت داره...این ارتباط های طولی بین مصراع ها و ابیات باعث منسجمتر شدن کار می شه ...و شما این زنجیر نامرئی ارتباط روو هر از گاهی بی قرینه پاره کردید... در کل موضوع خوبی رو انتخاب کردید و زیبا و گویا بود... @};- برقرار باشی
    • سلام خانم غلامی عزیز و گرامی خیلی خیلی ممنونم بابت نقد و نظر دقیقتون که توی آکادمی نظیرشو کم تر می بینیم... @};- @};- و باز هم ممنون از نکات ارزشمندی که بیان کردین، استفاده کردم... :) @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- در قیاس با ترانه هایی که ازت خوندم این ترانه یه سرو گردن بالاتر بوود .. تبریک اوضاع من خیلی پریشونه این سر واسه شونه دلش تنگه وقتی حریفش رفته از جبهه هی با خودش تو خونه می جنگه… @};-
  • آریا جان...کارت خیلی خوب بود
  • آفــــــــرین @};- واقعا تصاویر عالیه... نمی دونم "رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بـــــــــوی غبارش عطر تو بـــــاشه...... " اینو چطور نوشتین! اما فوق العادس تصاویر خیلی زیباس آقای صلاحی، اما ای کاش کلمات رو سر جای خودشون به کار می بردین این که میگم اصلا ربطی به جابه جایی ارکان که ((( متاسفانه))) به غلط توی این سایت باب شده نداره چون جابه جایی ارکان به هیچ وجه این نیست که به فرض گفته بشه "روی وسائل می کنم خالی" باید "روی وسایل خالی می کنم " می بود !!! این نیست اما بهتره و روون تره که کلمات سر جاشون باشن. از نظر من :-) هرچند شاید برای آهنگسازی و موارد دیگه جاهایی مجبور باشید اینو رعایت نکنید به هر حال لذت بردم موفق باشید @};-
    • سلام مجدد سپاس. نظر لطفتونه :) اره، درسته، امّا به خاطر رعایت وزن مجبور بودم این جابجایی ها رو بپذیرم. ممنون از نظر دقیق و صحیحتون :) همچنین/ @};- @};-
  • درود ترانه زیبائی سرودید @};-
  • اوضاع من خیلی پریشونه این سر واسه شونه دلش تنگه وقتی حریفش رفته از جبهه هی با خودش تو خونه می جنگه… آریا جان زیبا بود @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای صلاحی :-) عالی بودترانتون دوسش داشتیم آقا =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سمت اثاث خونه بی وقفه شلیک میشم بس که پُر دردم اندازه ی روزای این تقویم دیوارُ از اسم تو پُر کردم =D> =D> =D> فوووووق العاده بود جناب صلاحی ؛ لذت بردم شدیییییییییید و پسندیدم @};- @};- @};- @};-
  • سلام خیلی ممنونم از همه ی دوستان عزیزی که لطف میکنن و این چند بیت رو میخونن، پیشاپیش واقعاً معذرت میخوام و شرمنده ام اگه نتونم از کارهای شما دیدن کنم یا پاسخ نظری رو بدم، چون باز زندگی دانشگاهی با مشکلات و دغدغه های خودش واسم شروع شد.... :( همواره پیروز باشید/ @};- @};- @};-
  • سلام آقای صلاخی. @};- میخواد از این خونه بره امّا دستگیره هی دستاشو می گیره رو شیشه ها «ها» میکنم شاید بوی غبارش عطر تو باشه امّا نشستن با خیال تو تنها نمک رو زخم می پاشه مرسی از شما خیلی خوب بود. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • لایکی اریای گل افرین .دست خوش داری @};- =D>
  • نمیدونم کجا خوندم ، تغییر سبکت بسیار محسوسه ، حس کردن بند اخر و به خصوص جبهه به زبان کلی کار نمیومد ، لایک برادر
  • درود آریا جان :-) یادمه کار "شاعر فحاش" رو با "اندازه ی روزای این تقویم" شروع کرده بودم ولی بعد تغییرش دادم به "اندازه ی روزای تقویمم" :-) هر روز خرده شیشه می ریزه رو تار و پود خسته ی قالی خشمم از این یک سال و چند ماهُ روی وسائل می کنم خالی =D> =D> =D> =D> =D> خیلی مخلصم :-) @};- @};- @};-
  • زیبا بود آرای عزیز موفق باشی هم ترانه @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> اینم ترانه ی من که سایت تایید نکرد و حذف شد غزل بانو غزل بانو،جنس نگات کشنده س نزدیکم میکنه به چوبه ی دار عجب فرمی داره استیل تنت چه لذتی داره اولین دیدار چه ریتمی داره،پاشنه ی کفشتون باهاش میسازم بهترین ترانه بیا آروم رد شو خانوم از اینجا ملاقاتمون بشه عاشقانه —————————————————————– چه لباسای تنگی پوشیدی دیوونم میکنه رنگِ رُژت واسه خودت یه پا یانکی شدی وقتشه یه ماچ بدی از لُپت —————————————————————- غزل بانو،چشات به رنگِ دریاس که منو محو تماشات میکنه وقتی موج موهات میزنه اینجا منو باز درگیر رویات می کنه غزل بانو،چه عطر خوشی زدی نمیخوام لحظه ی رفتن برسه میپرسی ازم،میگی ساعت چنده تو میگی دیر شد ،واسه امروز بسه کفشاتو جفت کردی عجله داری دیرت میشه،از خونه بری بیرون ردِ خندَم محو میشه رو صورتم تو در و میبندی، میری خیابون —————————————————————– چه لباسای تنگی پوشیدی دیوونم میکنه رنگِ رُژت واسه خودت یه پا یانکی شدی وقتشه یه ماچ بدی از لُپت
    • سلام. سپاس فراوان فرزاد عزیز... ترانه ی زیبا و متفاوتیه... اتفاقا من هم قبل از این ترانه ای با عنوان "آرزوهای ترک خورده" پست کرده بودم که به صلاح دید مدیریت تایید نشد... :( @};- @};-
  • سلام آریا جون کار زیبایی ازت خوندم... پیروز و سربلند باشی داداشم... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام کارزیبایی بود موفق باشید @};- @};-
  • متوجه موضوع روایت کارتون با عرض معذرت نشدم. @};- :-)
    • سلام دقیقا نمیدونم منظورتون از موضوع روایت کار چیه؟ اما خب تررانه از زبان مردی هستش که همسرش رهاش کرده و حالا داخل خونه به تنهایی... سپاس/ @};- @};-