حریر صبر و رویا

تو مث یه سرپناهی
تو ی شب گریه ی بارون
شوق پرواز یه روحی
توی هر شام غریبون

تو مث تب شکفتن
توی التهاب نوری
توی جاده ی رسیدن
تو برام عین عبوری

تو مث لبخند آینه
روشنی بخش نگامی
توی تکرار دو راهی
منجی بغض چشامی

گم میشم تو شهر رویات
وقتی با خدا می خونم
تو دلت قد زمین نیس(ت)
اینو تنها من می دونم

من اگه خاکسترم شم
تا ابد لبخند چشمم، رو نگاهت یادگاره
تو خودت می دونی، قلبم
روی سایه ات موندگاره

خط بزن شب سیاهو
با طلوع هر نگاهت
نذار این خسته بمونه
تا همیشه چش(م) به راهت

با حریر صبر و رویا
روحمو تازه نگهدار
منو به شگفتی عشق
منو به معجزه بسپار

من اگه خاکسترم شم
تا ا بد غبار دستام روی شونه ات یادگاره
این همون حس غریبه
که رو سایه ات موندگاره

این دومین ترانه ایه که تو زندگیم گفتم برام خاطره انگیزه …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی فاطمه زیوری

در بهار 67 زاده شدم... نامم از پیش تعیین شده بود و به همان نام موروثی خویش را می شناختم... اما اکنون همه چیز در تعلیق بی نشانی غرق است... من که ام، نام و نشانم چیست؟ نمی دانم! فقط چند صباحی بازیگر این نقشم... آنگاه دوباره چون موجی به دل دریا که همیشه خود من بوده است، باز می گردم...

  • سلام فاطمه عزیز به اکادمی خوش اومدین :-) ترانه زیبایی بود =D> لایک تقدیمتون @};- @};-
  • درود :-) استعداد خوبی داری. بهتره به وزن توجه بیشتری داشته باشی و ارکانت رو حفظ کنی :-) @};- @};- @};- @};-
  • ترانه زیبایی بود :-) @};- فقط چرا اون بخشی که تکرار شده توی ترانه تون مصراع دومش رو طولانی تر کردید؟ :-? @};-
    • سلام. از حضورتون و نظرتون ممنونم @};- در مورد طولانی تر شدن اون مصرع راستشو بخواید تمرکزم رو محتوا بود به اون بخش دقت نکردم @};- انشالله با تمرین حرفه ای تر میشم
  • سلام عزیزم :-) @};- :-x تو مث لبخند آینه روشنی بخش نگامی توی تکرار دو راهی منجی بغض چشامی خیلی زیبا و دوست داشتنی بود فقط دوست داشتم بکرتر و خلاقانه تر باشه گلم :"> @};- فکر میکنم کار یکی دو تا از خواننده های محبوب خیلی درگیرت کرده دوستم @};- با گوش دادن به خواننده های متفاوت و ژانرای مختلف ترانه و موزیک می تونی به نو شدن تعابیر کارات و نگاهت کمک کنی عزیزم @};-
    • دینای عزیز سلام! از این همه دقت و توجه و لطفت، یک دنیا ممنون @};- من فکر می کردم خیلی زمان می بره تا کسی اینجا به کارت نگاهی بندازه اما اینکه اعضای فعال تر مثل شما هم وقت میذارن کار یه تازه وارد رو بررسی می کنن برام خیلی خوشحال کننده است. دیانا جان در مورد خلاقیت واقعا حق دارید چون می تونم بگم این دومین کار من بود و بیشتر تجربه ی سرودن ترانه بود چون من بیشتر شطحیات و قطعات ادبی می نویسم، اما سرودن ترانه خیلی متفاوته با اینکه احساس یکیه. بنابراین نظرات شما خیلی کمک می کنه تا به فرم بهتری دست پیدا کنم و نظراتتون برام ارزشمنده. اون موقعی که این ترانه رو نوشتم نوزده سالم بود حتی از نظر فکری هم با امروز خیلی متفاوت بودم. گرچه تا مدتی اینجا همون ترانه های قدیمی رو منتشر می کنم. و اما در مورد احساس کار راستشو بخوای این ترانه ها حسی برخاسته از تجربه ی زیسته است، من کار بعضی از خواننده ها رو دوست دارم چون احساس ترانه هاشون به حس تجارب خودم نزدیکتره. بنابراین کارهای خواننده ها زمانی بر دلم می شینه و رو کارم اثر میذاره که به تجربه هام نزدیک باشه. این شاید همون نقطه اییه که باعث میشه به یه سری سبکا نزدیک بمونم. شاید حس های نو، آفرینشی تازه رو هم سبب بشه. بازهم از صمیمیت و لطفت ممنونم
  • سلام کار خوبی بود... تولدتون مبارک... =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام فاطمه عزیز احساس کارت رو خیلی دوست داشتم کار خوبی بود مرسی
  • به آكادمي خوش اومدين..موفق باشيد :-) =D> @};-