سیلی

سیلی…
همونجایی که تو بوسه میزدی
حالا دائما سیلی میخوره
حالا صورتم جای مشتی شده
که از دست من خیلی دلخوره
به من میگه اینجوری آدم میشی
باید زندگیتو جهنم کنم
یه جوری بهت درس میدم که…
باید از همه خوبیام کم کنم
باید یادت بیارم که من
حالا مرد خونت شدم دیوونه
خجالت بکش شرم کن بی حیا
یه زن تا کجا اینجوری میمونه؟
باید از همین لحظه و ثانیه
منو جای اون مرد ستایش کنی
یه کاری نکن که مجبور شم
یه کاری کنم تا تو خواهش کنی
نذار زندگیمون خرابتر بشه
تا فرصت داری جبران کن
حداقل این عشق لعنتی رو
زمانی که هستم تو پنهان کن
دروغم شده بگو تا که من
دیگه کمتر از این خسته بشم
منم حیثیت دارم بسه دیگه
نذار بیشتر این از این شکسته بشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: