ازدرد چی میدونی

از درد چی میدونی
بگو از درد چی میدونی تواین روزای پاییزی
همه دورند از ارامش وتو ازشادی لبریزی
بگو از درد چی میدونی توکه از گریه بیزاری
توکه دردی نمی فهمی همیشه مست وخوشحالی
خبرداری یکی از درد شبا تاصبح می ناله
واسه یک لحظه ارامش از خدا مرگو میخواهه
خبرداری که توی شهر حراجه ابرو بابه
یکی اسیردنیاشو یکی به عشق محتاجه
خداروشکرکن بستی خودت را به یه جای گرم
نه میفیمی سوز برف نه حالو روزه بیمارو
خداروشکر کن دنیا به کامت خوشو شیرینه
چشات حتی تو کور رنگی بدا را خوب میبینه
بگو از درد چی میدونی تو این روزای پاییزی
همه دورند از ارامش وتو ازشادی لبریزی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: