همین جمعه

همین جمعه
تو رو از هر کجا میشه…مثه خورشید تماشا کرد…
میشه تو انتظار روز…شب تاریکو هاشا کرد…
اگه فانوس راهم سوخت…چراغی جز تو روشن نیست…
به سمت نور تو میرم…دیگه دل فکر موندن نیست…
زمان میمیره بی وقفه…جهان هم پر شده از درد…
تو ای تنها سوار عشق…همین جمعه فقط برگرد…
که دنیا جای خالیتو…داره حس میکنه هر روز…
تب داغ نبود تو….به دل سر میزنه هر روز…
دارم به عشق تو میرم…همه این راهه دشوارو…
واسه رفتن به پا بوست…گرفتم راهه دریارو…
طلوع چشم تو اینجا…چه خوبه قبله گاهم شه…
من اونقد سمت تو میرم…که خورشید تکیه گاهم شه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: