من با تو

تو در من باش و من با تو جوونه می زنم هردم

بذار قلبت پناهم شه بذار آروم بشه دردم

نفس هامو اگه دارم دلیلش نبض چشماته

تو بی من میری و اما…یه دنیا دل که باهاته

امانت دادی فرداتو به این دریای تب دیده

همون دریای پر زخمی که از طوفان نترسیده

بذار باور کنم میشه دوباره بودو پیدا شد

هنوزمی شه با یک هدیه بازم همرنگ دنیا شد

واسه بودن باید رفت و تو رفتی تا بمونی باز

خداحافظ ته خط نیست وداع تو یعنی آغاز

تو هستی چون که روح توتوی بارون دس داره

تپش های دل سبزت توی سینه ام نفس داره….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: