غرور شکسته…

باعث این جداییه
غرور بی جایه دلم
تا وقتی نشکنه غرور
تموم نمیشه مشکلم
رد میکنم عشق تورو
چون لایق تونیستم
بهتره تنها بمونیم
من و خدا و اشک و غم
میشکنم امشب واسه تو
شاید که لایقت بشم
تو آخرین بیتم میخوام
یه بار عاشقت بشم
صدبار سمتم اومدی
اما من از تو رد شدم
عشقت شبیه رود بود
من با غرور سد شدم
باور بکن این شعر من
خیسه از اشکایه چشم
بعد همین شعر تا ابد
میخوام عاشقت بشم
باور بکن که کشتمش
غرورمو تو بیت هام
میخوام فریاد بزنم
لعنت به بغض تو صدام
این آخرین شعر منه
فردا سراغ تو میام
رو خاک سردت میشکنم
این بغض و تو فریادهام
سرده ولی گرمه هنوز
خاک تو و عشقت به من
رفتی ولی ؛ هستی هنوز
واسه همه ؛ تو چشم من
بستم یه کوله باره شعر
آماده ام واسه سفر
اینبار که زمین میای
با خودت این مرد و ببر
تو رد نکن دست منو
واسه تلافی وقت نیست
هیچکی مثل من رو زمین
بیچاره و بدبخت نیست

منتظر نظرات شما دوستان هستم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: