پنجره فولاد

آقا بزار بیام دلم گرفته دلم خونه دلم هواتو داره

از این سردرگمی های مداوم نزار دوری من از پا در آره

یه عمره شب به شب کوچه به کوچه دلم دائم پیِ راه فراره

بگیر دستای پابوستو آقا که درداش جز تو تسکینی نداره

دلم داغونه دنبال علاجم میگن که مرهمات رد خور نداره

گرفتارم گرفتاری که حتی برای مردنش هم بیمزاره

بزار دونه بدم اون کفتراتو شاید دلم کمی آروم بگیره

دلم پنجره فولادتو میخواد نگو زوده میدونم خیلی دیره

خبر دارم چقدمهمون نوازی غریبا رو زیادی دوست داری

میشه دستامو محکم تر بگیری میشه دیگه منو تنها نزاری

میشه دیگه منو تنها نزاری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: