عشق است دیدگان را

عشق است دیدگان را

از قطره های اشکت،درباره ی دو چشمت
پرسیدم و شنیدم «عشق است دیدگان را»
از قطره های باران ،درباره ات شنیدم
گفتند بسته از پشت ،دستان آسمان را
از چشمه های کوچک ،آنان که صاف صافند
غل غل کنان شنیدم ،این نغمه ی نهان را
«پاک و زلال و جاریست ،غم را به خنده آرد
پر بار می کند او ،گلهای باغبان را»
از رودهای جاری ،این زمزمه شنیدم
به عشق او روانیم ،«بی خیال دیگه»جهان را
دریا به صحبت آمد ،با موجهای آرام
تبریک گفت تبریک،این عشق بی خزان را
پند جهانیان بود ،کز آسمان شنیدم
جا ده درون سینه ،عشقی پریوشان را

از این نویسنده بیشتر بخوانید: