من حالا یه گــُرگــَــم!!

بسم ا…

سلام،معذرت میخوام بخاطر این کار…
مخصوصا کسایی که به نوشته های
عاشقانم همیشه لطف داشتن…….
بی مقدمه…

من حالا یه گــُرگــَــم…

زمونه تونستی خــــــــَــــرابم کُنی/من حالا یه گــُرگــَــم،با دنــدونِ تیز
یه آدم نمــایِ جدید اومـــــــــَـــــده/بیا پیشوازَم ،به پـــــام،خــــون بِریز
نخواستم ،ولی شــُد ،حالا با تو اَم/بگو،کی ی ی؟برات پاره پـارَ ش کنم
دل و روده هـــاشو بریزم سرِش/کنارِ تنـــه بی سرِش!!لـَش کنـــــــــم

زمونه دیگه،بَرِّه بودن بســـــــــه"
یه عــُمری،تو این ،گلِّه چوبم زدن
اونایی که گفتن:هــــــَـــوادارمــن
تا میشد،زدن من رو،خوبـــم زدن
تو گلّـه م ،به گوسفندا،رحمی نشُد
تو جمــــــعِ ما هیچ،اتِّحادی نبود
سگــــــا،تشنه یِ خونمون بودنو
"به چــــــــوپونِ پیر،اعتمادی نبود

از الان یه حیــــوون وحشــــی شدم/تموم ِ رفیقــــــــامــــــــو سر میبرم
بزرگـــم کــُن از لاشه یِ آدمــــــــــا/مثِ آب خوردن،جِگــــــَـــر میخورم
به هـــر کس رسیدم بــدونِ دلیـــل /براش چنــــگ و دنــدون عـَلــَم میکنم
یه جــوری شدم بویِ خون بشنوم/مثِ اسبایِ وحشی رَم میکنـــــــم

زمونه دیگه،بره بودن بســـــــــه"
یه عــُمری تو این ،گله چوبم زدن
اونایی که گفتن،هـــــــــوادارتیم
تا میشد زدن من رو،خوبـــم زدن
تو گله م ،به گوسفندا،رحمی نشد
تو جمــــــعِ ما هیچ،اتحادی نبود
سگــــــا،تشنه یِ خونمون بودنو
"به چــــــــوپونِ پیر،اعتمادی نبود

1081
۶۵

  • سلام کار بسیار زیبایی ازت خوندم و تا حدودی حال و هوای ترانتون شبیه به حال و هوای امروزم... شاید از دلم خبر داشتین یا... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • رسول برگرد دنیای گرگام قشنگ نیس :-)
    • فعلا که صدایِ زوزه هامون بلنده بهروز جون دعای بعضی آدما از دنیای گرگا هم بدتره خدا رو شکر هنوز دسته گلایی مثل تو هستن که بشه به دنیا امیدوار موند @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام :-) @};- @};- زمونه دیگه،بَرِّه بودن بســـــــــه" یه عــُمری،تو این ،گلِّه چوبم زدن اونایی که گفتن:هــــــَـــوادارمــن تا میشد،زدن من رو،خوبـــم زدن تو گلّـه م ،به گوسفندا،رحمی نشُد تو جمــــــعِ ما هیچ،اتِّحادی نبود سگــــــا،تشنه یِ خونمون بودنو "به چــــــــوپونِ پیر،اعتمادی نبود =D> =D> =D> =D> @};- لایک @};-
  • عااااااااااااااااااااااااااااااالی مثل همیشه :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام اي بابا! رحم كنين به رفقاتون ;)) ... ترانه خيلي خيلي خوب بود. شما در اين ژانر هم زيبا مينويسيد. چون تصاوير و تعابير زنده و جالب و تازه اي رو وارد كار ميكنيد و هزار دليل ديگه :-) :-) :-) لايك @};- @};- @};- یه آدم نمــایِ جدید اومـــــــــَـــــده/بیا پیشوازَم ،به پـــــام،خــــون بِریز
    • علیک سلام ما مخلصِ رفیقامونم هستیم فقط گاهی دلم میخواد سرشون وببرم ;)) خیلی خیلی ممنونم از لطفتون خواهر عزیزم لطفتون همیشه بوده و از پس تشکرم که بر نمیااام @};- @};- @};- @};-
  • صدای زنجیر تووو گوشم میخونه... تو داری از قافله دور میمونی...... . لذت بردم...آفرین =D> =D>
    • پیمان جان ممنونم از لطفت دستت درد نکنه داداش ما خیلی وقته دور موندیم از قافله ناراحتم نیستیم.....به صلاحمونه :-) @};- @};- @};- @};-
      • رسول عزیز.. خود منم از قافله دور موندم.. ما اجنبی ز قاعده ی کار عالمیم... :-? @};-
      • توفکر نباش خودمون غافله میزنیم میشیم ساربان....بی خیالش @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز عالی بود. اتفاقا بدسلیقگیه این ترانه رو دوست نداشتن. یه جاهاییش خشونت زیاد بود اما در کل قافیه های فوق العاده، تصویرسازی عالی، همه و همه برای من خیلی دوست داشتنی بود. ممنون تو گله م ،به گوسفندا،رحمی نشد تو جمــــــعِ ما هیچ،اتحادی نبود سگــــــا،تشنه یِ خونمون بودنو "به چــــــــوپونِ پیر،اعتمادی نبود این عالی بود. همیشه شاد و موفق باشی @};-
    • مجتبی جان علیک سلام خشونتشو به بزرگیت ببخش خیلی سعی کردم لطافت بیشتری باشه توش،نشد مجتبی اون قسمتو که جدا کردی رو داشتم =D> دستت درد نکنه..داداش عزیزم @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست خوبم .... اینکه رویه رو عوض کنی خوبه رفیق فقط زیاد توش نمون روحیه ت خراب میشه البته من کار اینچنینی رو میپسندم ولی خب .... @};-
  • با عرض سلام خدمت برادر عزیز"ترانه ی بسیار زیبایی بود به خصوص که روایتی هوشمندانه از دوران طاغوت بود"
    • غدیر عزیز...در نجف اشرف خدمتتون عرض کردم سال 57 مرزیه که پیدا کردن حق از باطل رو سخت کرده...کاش اینو فقط یه روایت شخصی از حالِ شخصی بدونید...امیدوارم زودترببینمتون @};- @};- @};- @};-
  • اونایی که گفتن،هـــــــــوادارتیم تا میشد زدن من رو،خوبـــم زدن @};- @};-
  • سلام @};- من دیشب ترانه تون رو خوندم که اون موقع اصلا حالم خوب نبود و عجیب باهاش ارتباط گرفتم :-( امشبم برگشتم که هم دوباره بخونمش و هم کامنت بذارم بازم خیلی خوندنش برام لذت بخش بود فکر کنم همه ی ما آدما وقتی بزرگتر میشیم حداقل تو یه برهه ی زمان دلمون میخواد جای اون گرگه باشیم اما مطمینا کسی که خودش میگه اینجوریم در حقیقت داره میگه میخوام اونجوری باشم که اکثرا هم موفق نمیشه! زمونه دیگه،بَرِّه بودن بســـــــــه" یه عــُمری،تو این ،گلِّه چوبم زدن اونایی که گفتن:هــــــَـــوادارمــن تا میشد،زدن من رو،خوبـــم زدن =D> =D> =D> آفرین خیلی لذت بردم و لایک =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیک سلام @};- @};- گلاله ی عزیز امیدوارم حال دیشبتون گذرا باشه و دوباره سر حال شده باشین خوب این تحلیل رو خیلی دوست داشتم،حق با شماس به نظرم این یه احساس واقعی هست که وقتی آدم به تنگ میاد به زبون میاره میدونین مثل یه نفر که بخاطر دست پاک بودنش تو فشار اقتصادی شدید باشه و با اولین خلاف یه پول هنگفت دستش بیاد و این عقده رو بخواد اینجوری جبران کنه...گاهی آدم میگه بهتره منم گرگ بشم تا از این همه بدبختی که سرم میارن رها شم لا اقل بترسن سر به سرم بزارن.....خدا کنه ما اونطور نشیم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداش رسول گاهی باید همین جوری حرف زد عصبانی عصبانی خیلی قشنگ بود مثل همیشه آفرین =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • دل و روده هـــاشو بریزم سرِش/کنارِ تنـــه بی سرِش!!لـَش کنـــــــــم :-? رسول خودتی ;)) نمیدونم چی بگم ولی من بشخصه عاشقانه هاتو بشتر دوس دارم این ترانتم لایک ولی با شرایط ویژه @};-
  • :-) @};-
  • سلام رسول. رسول ترانت عالی بود حستم خوب رسوندی ولی دوس دارم عاشقانه هاتو بخونم این ترانه خیلی خوبه و هر کسی دوس داره توی مضامین مختلف و اوزان جدید خودشو محک بزنه همه ی اینها قبول. خداییشم که خوب گفتی. ولی عاشقونه هاتو دل آدمو بیشتر میلرزونه شاد باشی @};-
    • احمد عزیزم سلام چی میتونم بگم فقط از لطفت باید تشکر کنم چشم خدا توفیقی بده تغییر میدم این حالو خوشبختیتو ببینم @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- رسول عزیز همیشه ترانه هاتو میخونم و تحسینت میکنم بخاطر این همه ذوق و سلیقه انشا.. به هر چی میخای برسی ...موفق باشی @};- =D> ضمنا دلم برا دریایی پشت عکسته خیلی تنگ شده =D> @};-
    • اینارو گفتم شاید دوباره موضعت عوض بشه =D> :< @};-
      • اون دریا توی دل خودته اونجا دنبالش باش امیر جون :-) از لطفت ممنونم ولی امیر بعضی وقتا دل مجروحه کاریشم نمیشه کرد قربونت برم @};- @};- @};-
  • بابا دست خوش داداش لایکی دمت گرم. @};- =D> زمونه دیگه،بَرِّه بودن بســـــــــه" یه عــُمری،تو این ،گلِّه چوبم زدن اونایی که گفتن:هــــــَـــوادارمــن تا میشد،زدن من رو،خوبـــم زدن
  • ☼سلام برادر رسول☼ زمونه دیگه،بَرِّه بودن بســـــــــه" یه عــُمری،تو این ،گلِّه چوبم زدن اونایی که گفتن:هــــــَـــوادارمــن تا میشد،زدن من رو،خوبـــم زدن تو گلّـه م ،به گوسفندا،رحمی نشُد تو جمــــــعِ ما هیچ،اتِّحادی نبود سگــــــا،تشنه یِ خونمون بودنو "به چــــــــوپونِ پیر،اعتمادی نبود ترانه زیبایی بود... لایک.
  • سلام رسول جانم =D> @};- =D>
  • @};- اونایی که گفتن،هـــــــــوادارتیم @};- @};- تا میشد زدن من رو،خوبـــم زدن @};- @};- :-) @};-
  • سلام آقای آدینه گرامی چه عاشقانه وچه با هرمضمون دیگه ای بنویسید زیباست،چون قلم خودتونه که به کاراتون جلا میبخشه. البته یه خرده ترسناکم بود :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S نخواستم ،ولی شــُد ،حالا با تو اَم/بگو،کی ی ی؟برات پاره پـارَ ش کنم دل و روده هـــاشو بریزم سرِش/کنارِ تنـــه بی سرِش!!لـَش کنـــــــــم از الان یه حیــــوون وحشــــی شدم/تموم ِ رفیقــــــــامــــــــو سر میبرم بزرگـــم کــُن از لاشه یِ آدمــــــــــا/مثِ آب خوردن،جِگــــــَـــر میخورم به هـــر کس رسیدم بــدونِ دلیـــل /براش چنــــگ و دنــدون عـَلــَم میکنم یه جــوری شدم بویِ خون بشنوم/مثِ اسبایِ وحشی رَم میکنـــــــم :-( =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ممنون خیلی الی بود لذت بردم. =D>
    • علیک سلام خانوم رستگار عزیز اینا که همه لطف و مهربونیه خودتونو میرسونه ترسناک نبود چندشتون شده احتمالا :-) ولی راستش اون لحظه نمیدونم چه حس بدی رو دلم حاکم بوده اشال... تغییری میدم ممنونم از این همه لطف @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقارسول :-) اتفاقامن طرفدارترانه های اعتراضی هستم واین ترانه به شدت به دلم نشست.من یکی که حسابی اززمونه عصبانی ام وشدیدادلم پره.هزاران بار: =D> روزگاربروفق مرادتون @};- @};- @};- @};-
    • خواهر عزیزم اشال... زمونه روی خوشش رو بهتون نشون میده بزوووودی نگران دوروزمونه نباشید نگران آدماشم نباشید خودمون هستیم و خودمون میمونیم هرکس تغییر کرد،کرد @};- @};- @};-
  • :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S از الان یه حیــــوون وحشــــی شدم/تموم ِ رفیقــــــــامــــــــو سر میبرم بزرگـــم کــُن از لاشه یِ آدمــــــــــا/مثِ آب خوردن،جِگــــــَـــر میخورم واقعا ؟ :-S :-S :-S :-S :-S :-S
  • مبارک باشه رسول جان :-))
  • سلام آقا رسول من قبلا هم ترانه هایی با مضامین نزدیک به این ترانه خووندم از شما اگر اشتباه نکنم اما این ترانه از اون دست ترانه هایی هست که لحن اعتراظ گونه و رکش به دل من میشینه و معمولا خیلی من رو جذب میکنه در این ترانه هم همینطور بود قبلا هم گفتم همیشه به ترانه های شما علاقه مند بودم و از قلمتون لذت میبرم رسول جان =D> موفق باشی داداشم @};- @};- @};-
    • علیک سلام نیمای عزیزم داداش گلم راستش رک گویی رو خودم دوس دارم البته تو زندگی ما تعارفات اینقدر زیاده که ترانه ی بیچاره گاهی باید جور رک نگفتن هامونو بکشه نیما جون خیلی خیلی عزیزی و لطف داری تقدیمت میکنم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • =(( آقا رسول عزیز ...از نظر اصولی ترانت خیلی خوب بود ولی...چی شده آخه ..باورم نمیشه این ترانه مال شما باشه ..نه درست نیست حتی اگه زمونه انقدم بد باشه راوی نباید تغییر موضع بده..برای اولین بار می خوام بی رحمترین قسمت ترانه رو بنویسم به هـــر کس رسیدم بــدونِ دلیـــل /براش چنــــگ و دنــدون عـَلــَم میکنم یه جــوری شدم بویِ خون بشنوم/مثِ اسبایِ وحشی رَم میکنـــــــم =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( =(( منتظر عاشقونه های نابتون هستم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • خواهر خیلی خیلی گلم :-) حق با شماس نباید تغییر موضع داد.....ولی... گاهی اینقدر همه میخوان هولت بدن سمت اینکه یخ و سرد و سنگ شی که صدات به گوش هیچ کس نمیرسه یا دوس نداری سرشون داد بزنی که بابا ولم کنید ما از اوناش نیستیم.....ما از اوناییم که اگه خون از دماغ کسی بیاد بیرون اشکمون بند نمیاد،ما از اوناییم که با یه نم نم بارون وقدم زدن روحمون تا 7 تا آسمون میره و میاد...... ولی انگارهمه گوشاشونو گرفتن.... اونجاس که باید بگی ببینید اگه بی خیالم نشید اگه گرگم کنید اگه مث خودتون شم اول از همه خودتونو پاره پاره میکنم...........شاید ولت کنن :-S اینه تفسیر من از این کارم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان ما هميشه روي مهربونتو خونديم اما انصافا اين روتم خوندن داره! ;)) اما از شوخي گذشته مسلما خودت هم مي دوني كه كلا ترانه ي عاشقانه يه چيز ديگه س خصوصا با قلم تو! :-) قبول دارم! گاهي آدم فقط مي نويسه كه خالي بشه! احتمالا حكم نوشتن اين ترانه هم براي تو همين بوده! اميدوارم روزگار از خر شيطون بياد پايين و بر وفق مرادت بگذره! :-) برات از خدا بهترين ها رو مي خوام شاعر احساس (البته مي دوني كه سر اين ترانه به يه لقب جديد هم مزين شدي! گفتم همون بين خودمون بمونه بهتره! ;)) )... خوشبخت ببينمت. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • علیکم السلام :-) الان عملا من دو رو دارم،درسته!! :-) سعیده ی عزیز بهترین تحلیل و کردی گاهی آدم فقط می نویسه که خالی بشه! فعلا که خر شیطون به سرعت برق و باد داره روزگارو میبره به سمتی خرای دیگه از پرتگاهش سقوط کردن سعیده این کارا تلاشن برای ترمز گرفتن....تشر زدن تو گوش همین خره چون سقوط کردنو به هیچ وجه دوس ندارم ونداریم...خوب بهتره از منبر بیام پایین لقب جدیدمو به کسی نگی ;)) خوشبخت تر و تر و تر.........ببینمت. @};- @};- @};- @};- @};-
      • ما همه يه روري "اسب" داريم كه گاهي اوقات بالا مياد! سوءتفاهم نشه،فقط تو اينطوري نيستي رسول جان! :-)) آخرش كه روي اين خره كم مي شه! نگران نباش،من مطمئنم! ;)) @};- @};- @};-
      • ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;))