برنامه ریزی کن…

جوری برام برنامه ریزی کن
که فردا برگردی کنار من
هرروز که داری از پیشم میری
جای خداحافظ بگو فعلن(فعلا)
جوری برام برنامه ریزی کن
که شب توو آغوش ٍخودم باشی
صبحا با یک لبخند ٍبی وقفه
توی فضای خونه پیدا شی
جوری برام برنامه ریزی کن
عشقت فقط روو به صعود باشه
حست بهم پاک و زلال و صاف
مانند لحظه ی سجود باشه
جوری برام برنامه ریزی کن
چشمات کسی جز من رو نشناسه
تو از همه بهتر میدونی که
قلبم روو تو بدجوری حساسه
جوری برام برنامه ریزی کن
چند ساعتی خلوت کنیم باهم
میخوام که تو باور کنی هرگز
عشقت نمیره از دل و یادم
جوری برام برنامه ریزی کن
اون حسای دیرینه برگردن
تا که بدونی فاصلم با تو
نزدیکتره از یک رگ ٍگردن
این حرفارو گفتم بدونی که
هرجوری باشی من دوست دارم
جوری برام برنامه ریزی کن
باور کنم سهمی ازت دارم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: