مثل هر بار این بار هم

تلخی ترانه را خرده نگیرید چون با عشق او نوشته شده برایم شیرین است

دارم دق میکنم بی تو ، دارم از درد مینالم
من از خودکار شرم دارم چه بد میگریه بر حالم

تو از من دوری اما من تو رو پیش خودم دارم
ضعیفه حافظم اما یه گوشه ش عکستو دارم

جلوی چشممی هر دم روی دیوار افکارم
توی دریای این افکار به گردابت گرفتارم

یه وقتی خونیه دستام یه وقت بر چوبه ی دارم
رقیبم رو نکشتم من گذشته کار از کارم

توهّم از تب عشقت برام لالایی میخونه
تو کابوسم رقیبم رو توی تابوت میذارم

دیازپام و لورازپام هم دارن شرمنده ام میشن
گناهی هم ندارن که شب و روزم رو بیدارم

چه تارن بی تو این روزا ولی بازم امیدوارم
اگرچه راه پس بسته ست ره پیش و هنوز دارم

برای تلخی شعرم یه اخم هدیه کنی خوبه
تو اخمو باشی یا خندان دس من نیست دوست دارم

اگرچه عادتت سخته که میرنجونی این دل رو
به تو گفتم نمیرم من مثل هر بار این بار هم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: