شقایق

منم و هوای سرد و

تویی و هوای رفتن

منم و هوای گریه

تویی و منو نخواستن

اینجا وقتی تو نباشی

لحظه ها لحظه ی درده

اره این منه که بی تو

هر شبش رو گریه کرده

نمیدونم اخه از کی

بگیرم سراغی از تو

کاش بشه بازم دوباره

بسازیم قصه رو از نو

میدونم تا زندگی هست

تو شقایقم می مونی

باید از چشمای خیسم

حرف این دل رو بخونی

زندگیم بدون اسمت

لحظه ها همش تباهه

رویاها به رنگ کابوس

همه ی دنیا سیاهه

منم و بغض شکسته

تویی و کوه غرورت

بدون این دیگه محاله

زندگی بعد نبودت…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: