زمستون سیاه

بعد تو آروم نگرفت
قناریه توی قفس
آینه بعد رفتنت
دووم نیاورد و شکست
چه تلخ شد کام دلم
بعد نگاه اخرت
گفتم همیشه یادتم
اما نمیشد باورت
×مهاجر بی رده پا
بدون من میری کجا؟
رفتن تو برای من
یعنی یه مرگ بی صدا×
دیوار عشق من و تو
سست نبود اما شکست
بغض همون روز سیاه
توی گلوم هنوز هست
تو کوچ کردی از بهار
به یه زمستون سیاه
اندازه من هیچکس
دوست نداره به خدا
×رفتی ولی تا ته خط
یادت همیشه یارمه
تو این زمستون سیاه
خاطره هات بهارمه×
(منتظر نظراتتون هستم)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: