آفریقای چشمات…

با سلام و عذرخواهی بابت نبودن در جمع دوستان خوبم…

*توو آفریقای چشماتم! / برام جز اینجا جایی نیست
دارم دنیاتُ می‌بینم / به جز من ردِّپایی نیست

به دور تو که می‌رقصم / تموم قارّه می‌رقصه
داریم آتیشُ می‌فهمیم / من و تو وُ خدا، هرسه

یه جنگل پشت چشماته / دلِ شیرُ می‌لرزونه
بی نقشه گم شدن اینجا / توو چشمای تو قانونه

مُژه‌هات مثه زوبینه / رو من نشونه می‌ذاره
منم ببری که تسلیمه / شکاری که لت و پاره

گُلای وحشی پیش تو / جنونِ عطر می‌گیرن
لبت اُرکیده می‌خنده! / همه بی‌وقفه می‌میرن

هلاک خشکسالی‌تم / مثه صحرای تَف دیده
چشام مشتاقِ شبهاته / تنت خورشیدُ پوشیده

توو جغرافی چشماتم / تموم قارّه بُغ کرده
همیشه محو جادوتم / که دنیامُ قُرُق کرده.

*چشمان تو آفریقاست – محمدرضا محمدی نیکو

1197
۷۰