وارث

هر لحظه توو تکرار آغوشت
دستامو دورت حلقه می کردم
حلقه ت تو دستامه ولی هرشب
دنبال آغوش ِ تو می گردم

وقتی تو نیستی رو تن کوچه
با خاطراتت هم قدم می شم
من وارثِ این عشق جاموندم
که بعدِ تو،ولیّ ِ دَم میشم

احساسم از چشمم سرازیره
وقتی تووُ چشماتو کم دارم
باید خودم تنهایی از دوشم
سنگینی دردامو بردارم

سر می رم از احساس دلتنگی
پر می شم از شعرای توو خالی
وقتی سرانجامم مشخص نیس
تا می کنم با حالِ بی حالی

هر لحظه تو تکرار آغوشت
دستامو دورت حلقه می کردم
حلقه ت تو دستامه ولی هر شب
دنبال آغوش ِ تو می گردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: