دنیای فانی

خدا چقدر تو این دنیای فانی
باید ما آدما غربت ببینیم
چقدر باید عذاب و رنج باشه
که بعد بیایم تو آسمون بشینیم
میخوام آرامشم جنس تو باشه
میخوام دستای سردم رو بگیری
میخوام ، بیام پیشت خدایا
میخوام غمهام و از دلم بگیری
تو این دنیا ، کسی به کسی نیست
برای دل من همنفسی نیست
تو این دنیا فقط غصه و درده
برای دردهامون مرحمی نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محسن مقیمیان

خاک لب تشنه بود و شبنم را در دل خویش جست و جو می کرد گاه هم رو به آسمانها داشت در دلش ابر آرزو می کرد نرم نرمک جوانه ای سر زد خاک لب تشنه را تکانی داد به دل بی صدا و خشک زمین مژده ی وصل میهمانی داد آب هست خاک هست جوانه باید زد