پاییز

تو پاییز بود که انگاری

چشات قلب منو لرزوند

من و از غم رها کرد و

به من خوشبختی رو فهموند

چه روزای قشنگی بود

من و تو دست تو دستِ هم

می خوندیم از رسیدن ها

نداشتیم تو دلامون غم

**

زمستون اومد و سرما

پیچید تو دستِ گرم ما

جدایی و غم و گریه

شدن انگاری سهم ما

غمت کم کم می رفت از یاد

یه حال دیگه می اومد

زمستون رو به آخر بود

یه سال دیگه می اومد

**

بهار و بی تو سر کردم

از عشق تو گذر کردم

ولی بازم تابستون شد

چشامو بی تو تر کردم

یه مرداده پر از حسرت

دلم غرق پشیمونی

به این رویا دل و بستم

که تو حالم رو می دونی

**

حالا بعدِ یه سال امروز

دارم چشماتو می بینم

می گم پیشم بمون این بار

نباشی بی تو می میرم

مث پاییز که این روزا

داره برگاشو می ریزه

غما رو دور کن از قلبت

ببین از عشق لبریزه

**

شروع تازه ای باش و

ببین دنیا چه خوش رقصه

به پاییز دلم خو کن

ببین عشقم چه بی نقصه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

651
۳۷