چن ساله دیگه بعد این روزا

چن ساله دیگه بعد این روزا ، تو با خودت تنها تر از اینی
وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، عکس دوتاییتونُ می بینی

چن ساله دیگه بعد این روزا ، عشقت یه جا سرگرم آغوشه
به هیچ حسی اعتمادی نیست ، وقتی چراغ عشق خاموشه

چن وقته توی مغزت آتیشه ، سردرد های مزمنت کم نیست
خواب آورای با دُز بالا ، حتی واسه درد تو مرهم نیست

بالا میاری بغضتُ هر شب ، یه گوشه از این خونه می شینی
چن وقته حتی با خودت قهری ، چن وقته که بدجوری غمگینی

چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ آه تو دامن گیر اون میشه
لبخندُ رو لبهات می بینم ، وقتی که بغضت نیمه جون میشه

چن ساله دیگه بعد این روزا ، وقتی که تازه قدرتُ دونست
باید همون قد سرد باشی که ، راحت بفهمی اون چه طور تونست

تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید
باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید

چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ تو با خودت تنها تر از اینی
وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، ساکت بدون حرف می شینی

زل می زنی به ساعت و دیوار ، می خوابی و خوابت نمی بره
چن ساله دیگه بعد این روزا ، حال اون از تو خیلی بدتره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام فرجام جان. لایک به این همه احساسات. زیبا بود =D> =D>
  • سلام فرجام جان مثله اشعار اقای ادینه با احساس و با صداقت بود.باز هم ممنونم @};-
  • چن ساله دیگه بعد این روزا ، وقتی که تازه قدرتُ دونست باید همون قد سرد باشی که ، راحت بفهمی اون چه طور تونست.. =D> خيلي قشنگ بود فرجام عزيز..موفق باشيد :-) =D> @};-
  • @};- @};- =D> =D> =D>
  • نظرمو نمیبینم فرجاام کلی نوشته بودم :-( :-( :-( در مورد فضای احساسی کار،درمورد آقای غیاثی ولی عیبی نداره فعلا همینو بگم که اجرای کار فوقالعاده زیباو شنیدنی بود =D> =D> @};-
  • من "چند سال دیگه این روزا" رو با چشمای خودم دیدم , کاش چند سال قبل یه همچین ترانه ای رو میخوندم... خیلی زیبا بود ممنون و لایک @};-
  • سلام جناب خیراللهی ترانه ی زیبایی بود که منو یاد هیچ ترانه ی دیگری نینداخت. چون فضای دو ترانه کاملاً متفاوت بود. از خوندن شعرت لذت بردم چن ساله دیگه بعد این روزا... حال الان ِ منه. :-S امیدوارم حال چند سال بعد همه ی دوستان، حالِ این روزهای ترانه ی فرجام عزیز و من نباشه... =(( ن ساله دیگه بعد این روزا ، وقتی که تازه قدرتُ دونست باید همون قد سرد باشی که ، راحت بفهمی اون چه طور تونست تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ تو با خودت تنها تر از اینی وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، ساکت بدون حرف می شینی =D> =D> =D> موفق باشی سرریز زندگی، روزهایت... @};- @};- @};-
  • فقط دلم برای ادبیات می سوزد وخودم همین! :<
  • سلام دوست عزیز ترانه فوق العاده خوبی ازتون خوندم. مثل همیشه توی قالب ترانه های شخص خودتون بود. خلا و تعلیق توی ترانه رو دوست دارم،عدم ثباتی که القا میشه بسیار جذابه. البته احساس شخصی من اینه که استفاده از خواب آور و قرص و دز اینقدر توی ترانه های امروز زیاد شده که هر اجرایی اینها رو داره توی ذوقم میزنه.البته شاید هم این احساس و سلیقه منه فقط. اما خودم جدیدا توی استفاده از اینها دچار وسواس شدم. (البته این بیشتر درد و دل بود.) یه کم این تکرار "چن سال دیگه بعد این روزا" زیاد به نظر میومد. البته میدونم که توی بعضی از ترانه ها اجتناب ناپذیره. توی بیت شش هم، با مفهوم "برنجونت" نتونستم ارتباط برقرار کنم. شاید "برنجوندت" بهتر باشه به نظرم. اما از اینها که بگذریم در کل قلمتون رو دوست دارم دوست عزیز چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ تو با خودت تنها تر از اینی وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، ساکت بدون حرف می شینی این رو خیلی دوست داشتم. مرسی راستی، توی نظرات دوستان دیدم که اشاره به شباهت ترانه شما با ترانه ای از حسین غیاثی کردن. من نظرم اینه که بد نیست دوستان اشاره کنن، ترانه ای که خوندن اونها رو یاد چه ترانه ای انداخته.اما به نظرم نباید ترانه سُرا رو به صرف شباهت یک جمله یا تعبیر محکوم به تقلید کنن. چون اولا قلم ترانه سرا نشون میده نیازی به تقلید نداره. در ضمن هنر ترانه، هنر سینما نیست که کسی رو با چوب مولف بودن و یا نبودن بزنیم. ترانه هنر انتقال افکار و احساس در چهارچوب کلمات. در زبان فارسی هر قدر هم که ترانه سرا سعی کنه خلاق باشه باز هم تعابیر محدود هستن و اصلا موافق این نیستم که شما رو به خاطر صرفا "چن سال دیگه بعد این روزا" محکوم به تقلید کنن. بعدش هم اینکه آقای غیاثی مگه تنها خلاق ترانه ما هستن که امکان نداشته باشه فرجام خیراللهی تعبیر استفاده شده توسط ایشون رو دوباره خلق نکنه. خوبه که دوستان بدونن شباهت های ناخواسته و ندانسته چیز بسیار عادی هستش و این اصلا، تکرار می کنم اصلا پسندیده نیست که ترانه سرای خلاقی مثل شما رو محکوم به تقلید کنن. هرچند من اصلا به شباهت این دو ترانه هم اعتقاد ندارم. چون اصولا جهان بینی و فلسفه دو ترانه با هم فرق داره.خیلی راحت میشه اینو فهمید. فقط باید خوب خوند ترانه رو همیشه شاد باشید و موفق دوست عزیز @};-
  • سلام برادر گرامي ام. احساس ترانه رو مثل هميشه دوست داشتم... @};- @};- @};- و بي صبرانه منتظر اجراي ترانه هاي زيباتون هستم... =D> =D> =D> در پناه خدا باشين. @};-
  • سلام جناب خیراللهی ، امیدوارم جسارت منو ببخشید ، اما منم ناخودآگاه یاد همون ترانه ای افتادم که خانم زمانی گفتن . البته درسته که فضا کاملا متفاوته اما همون قسمت اول(چن ساله دیگه بعد این روزا ) و وزن کار ناخواسته همچین اثری روی مخاطب میذاره ، به اضافه اینکه وقتی شما میگید (چن ساله دیگه بعد این روزا ، عشقت یه جا سرگرم آغوشه ) انگار از یک زاویه دیگه به این بیت اشاره کردید (ده سال بعد از حال این روزام تو تــوی آغـــوش یکی خوابی) . به هر حال در اینکه شما از بهترین های آکادمی هستین هیچ شکی نیست و من خودم همیشه هم خیلی لذت بردم از کارهاتون و هم خیلی خیلی آموختم ازتون ، بازم امیدوارم جسارت منو ببخشید ، من فقط قصدم منتقل کردن حسی بود که ترانه ایجاد کرد . موفق باشید @};- @};- @};-
    • سپاس خانم یزدی عزیز @};- @};- @};- بنده این آهنگ رو سال اول دانشگام شنیده بودم و اصلا حضور ذهن نداشتم که ممکنه این کار حتی شبیه کاری شده باشه . . . در ضمن یادم میاد که اون آهنگ سبکش راک - الکتریک بود در حالی که دوستانی که به ترانه های من آشنایی دارن می دونن فضا سازی های من همه تو قالب پاپه و کارامم بیشتر رو ملودی های اسلو می نویسم . . . شاید خیلی تصادفی اونم تو یه بیت شاید شبیه کار آقای غیاثی شده اما من بیشتر از این ناراحتم که وقتی یه نفر میاد نقد می کنه باید اصولش رو بلد باشه . . . شما فرمودید این بیت شبیه اون شده و منم منکر تشبیه ش نمی شم اما احساس من اون لحظه این بوده و بدون هیچ تاثیری نوشتم و به خوبی جواب نوشته تون رو هم دادم اما بعضی ها جالبه بدون اینکه به خودشون زحمت بدن حتی یه نقد کامل بنویسن خودشونو منتقد می دونن . . . من سبک کاری خودم رو دارم و کسانی که کارامو می خونن اینو متوجه میشن . . . جالب اینه که گفتن سابقه ی شعری . . . سابقه ی شعری مطرح نیست هر کسی بلده روی کاغذ احساسش رو بنویسه مهم اینه بتونی چیزی رو بنویسی که همه خوششون بیاد من یه ساله می نویسم سابقه ی شعری هم ندارم اما همینکه تونستم اینقد موفق باشم برای خودم کافیه . . . نظرات بعضی از دوستان خیلی جدی می گم برام اصلا مهم نیست کسی که می گه صرفا جهت اینکه اول لیست بودی به ترانه ت سر زدم اصلا نباید واسه جواب دادن بهش وقت گذاشت . . . خیلی عذر می خوام که اینقد طولانی شد . . . مطمئنا شما و دوستانی که با ترانه های من همراه بودید علت این ناراحتی رو درک خواهید کرد @};- @};- @};- @};-
      • آقای خیراللهی به هر حال ما توی جمع دوستانه هستیم و ناراحتی شما ، ناراحتی ماست :-( . البته من واقعا به شما حق میدم ، به قول خانم غفوریان این شکل تذکر ها اگر قراره مطرح بشه بهتره جوری باشه که باعث دلخوری نشه . از پاسخ صبورانه شما هم ممنونم و این نشون میده اگر دوستان دیگر هم با لطافت بیشتری برخورد میکردن این ناراحتی پیش نمی اومد . موفق باشید @};- @};- @};- ( در ضمن خیلی خوشحال میشم نظر و نقدتون رو راجع به ترانه هام بخونم ، با سپاس @};- )
  • درود :-) فقط لایک، و دیگر هیچ :">
    • درود مجدد فرجام عزیز.... من به شخصه کار آقای غیاثی رو تا به حال ندیده بودم...اما الان هم که خوندم باید بگم درسته که به قول خانم لیلا یزدی "چن ساله دیگه بعد این روزا" ممکنه "ده سال بعد از حال این روزام" رو تداعی کنه ولی فضاسازی تو کاملا متفاوته :-) و حتی اگر هم این کار تقلیدی باشه ( که خیلی بعید میدونم باشه) زیبایی های خاص خودش رو داره و این اصلا صحیح نیست که گفته بشه "اصلا خوب نبود"
      • ممنونم ایمان عزیز . . . من فقط حس خودم رو بیان می کنم خیلی مواقع خیلی از احساسات ترانه سرا ها شبیه هم میشه . . .
      • صد در صد باهات موافقم
  • حال این روزام :-( مرسی =D> =D>
  • سلام اصلا خوب نبود جناب یه فضای کاااملا تقلیدی از ترانه ی مشهور حسین غیاثی عزیز ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده سال ِ رفتــی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو تــوی آغـــوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی ده سال بعـــد از حــال این روزام من چهل سالم می شه و تنهام با حوصـــله ،قرمز، سفید ، آبی رنگین کمون می سازم از قرصام می ترسم از هر چی که جا مونده از ریمل ِ با گریـــه هـــــــا جـــــاری از سایه روشن های بعد از ظهر از شوهری کـــه دوستش داری گرم ِ هم آغوشی و لبخندین توُ بستر ِ بـــی تابتون تا صبح تکلیف تنهـاییــم روشن بود مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح ده سال ِ که لب هام و می بندم با بوسه هــــای تلـــخ هر جایـی ده سال ِ وقتی شعر می خونم لبخند ِ روی صندلــــی هــایــی یه عمر بعد از حال این روزام یـــه پیرمردم توی ِ یـــه کافه بارون دلم می خواد ،هوا اما مثل موهای دخترت صـــافه حسین غیاثی کاش اگر فضای یک شعر یا ترانه انقدر رومون تاثیر میذاره حداقل بالای ترانمون به شاعر اون ترانه ادای احترام کنیم ممنونم
    • سلام سرکار خانم زمانی عزیز . . . با احترام به صحبتاتون بنده باید عرض کنم که هیچ تاثیری از ترانه ی شخص خاصی نگرفتم که اسم کسی رو ببرم . . . هیچ دلیلی وجود نداره که با آوردن کلمه ی چند سال یه ترانه تقلیدی از یه کار دیگه بشه . . . دوست عزیز امیدوارم دقیق تر اشاره می کردی که کدوم بیت ها تقلیدی از اون کار هست که همه بدونن . . . خیلی بده که آدم همینجوری بیاد یه چی بگه و بره فقط واسه اینکه یه چی گفته باشه . . . بیت بیت این ترانه با ترانه ای که شما گذاشتین فرق داره حتی رسالت این ترانه یه چیز دیگه س . . . من فضا سازی های خودم رو دارم و کسانی که کارامو شنیدن اینو درک می کنن هیچ نیازیم نمی بینم به از کسی تقلید کنم چون حس می کنم این خلاقیت رو دارم که کارای جدید بسازم . . . شما هم اگه قصد نقد کاری رو دارید ابتدا اصول نقد رو یاد بگیرید بعد پای ترانه ی دیگران برید :) من به هیچ عنوان از انتقاد ناراحت نمی شم بارها دوستان کارها م رو نقد کردن اما نقد صحیح نه هر نقدی که اساس و پایه نداره و توهین چاشنیش باشه . . . امیدوارم نوع بیانتون رو تصحیح کنید دوست عزیز . . . @};- @};-
      • سلام مجدد توهین؟؟؟ فکرمیکنم طرز بیان شماست که باید تصحیح بشه.(بهتره یه بار دیگه پیام بنده وخودتون رو بخونید) من فقط عادت ندارم مثه خیلی از کاربرای اینجا اگه چشمم به یه ترانه میخوره و میخونمش بشینم به به و چه چه کنم که ترانه سرای شاید محترم خوشش بیاد. من ادعای نقد نکردم که شما بهش ایراد بگیرید.تنها دیدگاهم رو نوشتم مثل همه کاربرای دیگه ای که این حق رو دارن این رو حق خودم میدونم.ضمنا سابقه ی شعری من اونقدری هست که به خودم اجازه میدم نظرم رو راجع به کار کسی بنویسم. یکی دومورد دیدم که با حرفی که زدم موافق بودن خیلی از اون هایی هم که اینهمه از کارتون تعریف کردن احتمالا ترانه حسین غیاثی عزیز رو نخوندن.وگرنه شک نکنید که این رو براتون می نوشتن.اما بعید میدونم شماحسین غیاثی و این ترانه بسیار مشهور وعالی رو نشناسید. ترانه رو کامل گذاشتم که نگید چرا نگفتید کجاش شبیهه فکر میکردم اگه ترانه سرا وترانه شناس باشید خودتون متوجه میشید کجاش شبیهه!اما... به هرحال من نه قصدتوهین داشتم ونه اونقدری وقت دارم که پای هر ترانه ای برم.ترانتون اوایل لیست بود وچشمم خورد. از طرف چشمم ازتون عذرخواهی میکنم جناب.قول میده دیگه تکرار نشه :-) وقت خوش @};-
      • فرجام جان من نمیخوام طرف کسی رو بگیرم چون اصولن اینجا چاله میدون نیست و ما هم طرفای دعوایی نیستیم. اما در مورد کار خانوم زمانی اشاره به ترانه آقای غیاثی دارن فرجام اگر هم نشنیده باشی(که بعضی اوقات میشنویم و حواسمون نیست و ناخود آگاه الهام میگیریم) کارت خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر به نظر میاد.ممکنه که افکار موازی هم با آقای غیاثی داشته باشی.خیلی احتمالات وجود داره.اما مهمترین داستان اینه که این ترانه قبل اینکه خانوم زمانی بگن من رو هم به یاد ترانه ی مذکور انداخت.و چون ترانه ی ایشون از کار شما معروفتره بیشتر کسایی که هر دو کار رو شنیدن فک میکنن که تقلید کردی.در صورتی که بازم میگم"ممکنه اصلن این کار آقای غیاثی رو نه شنیده باشی و نه خونده باشی" ولی اگه نشنیده باشی واست خوشحالم که به حدی رسیدی که مثل آقای غیاثی ترانه میگی و مثل ایشون فکر میکنی خانوم زمانی ازشما هم تشکر میکنم که نسبت به کار دوستتون حساسیت به خرج میدین و واستون مهمه. با احترام به هردو عزیز @};-
      • متشکرم جناب معظمی بااحترام وسپاس @};-
      • سلام شمیم جان :-) @};- خارج از نظر و نقدی که داشتید باید بگم منم یکی از کاربرایی هستم که تا چشمم به ترانه ای میخوره میشینم و به به و چه چه میکنم که ترانه سرای ((صد البته محترم)) نقاط قوت کارشو بدونه و تشویقی بشه برای بهتر نوشتنش وحتی خودم از احساس بعضی واژه هایی که توو کار ضعیف برخی دوستان هست درس بگیرم هیچ یک از ما کامل نیستیم و اگر بودیم حضورمون در مدرسه ی ترانه حکم مسخره کردن خودمونو داره . این یکی از بزرگترین درس هاییه که از کوچکترین عضو با استعدادِ این آکادمی ((الهه صادقی)) گرفتم که یه روز ازش پرسیدم واقعا کار خانم xیا اقایy لایق به به و چه چه بود که تو انقدر پای ترانه ش تعریف کردی؟؟؟ الهه بهم گفت:آجی جون الهی قربونت بشم من از هر کی حتی یه ترکیب واژه ی خوب بخونم هم یاد میگیرم هم تشکر میکنم =D> سن الهه 12سال از سن من کمتره اما من باید بعد از 27 سال زندگی که نه 27سال توهم زندگی کردن اینجا از ایشون معنی درست نگاه کردن و زندگی رو یاد بگیرم. چه خوبه از بالا به دیگران نگاه نکنیم بانو @};-
      • diiiiiiiana cheghadr gol gofti 8-> =D> =D> =D> =D> =D> =D> merci az to o elaheye azizzzzz :-x
      • :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x دياناي نازنينم و فريباي مهربونم...هر دوتون خواهراي هميشه عزيز و گل من هستين... :-x :-x :-x كمتر از اونيم كه بخوام به وجود پاك و مهربونتون درس بدم:"> :"> :"> :"> فقط سعي ميكنم توو روزايي كه "زمســـتون" دلاي آدما ، بودن توو دنيا رو برام خيلي نفس گير كرده... از "بهــــار" ترانه هاي خواهرها و برادر هاي عزيزم با تموم وجود لذت ببرم تا شايد دليلي باشه براي فراموشي... هر كسي احساسي داره كه در نوشته هاش جاريه...و اين احساس هرچي كه باشه هميشه برام قابل احترامه... در پناه خدا باشيد. @};- :-x :-x :-x :-x :-x :"> :"> :"> :"> :">
      • منم همیشه ازت درس گرفتم الهه ی نازنیم تو به منم خوشبین بودن و زیبا دیدن و یاد دادی ازت ممنونم گلم :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
      • دیانا جان سلام من از بالا به کسی نگاه نکردم اما وقتی یه شعرمیبینم که تاثیرپذیری زیادی داره اول از همه دلم برا خودم میسوزه بعدبرا شاعر چون هم خودش زیرسوال میره هم درحق شاعر قبلی و حتی خودش ظلم میشه.وتوی این موارد اصلا نمیشه انقدر مهربون رفتار کرد.اگه فقط بگی آفرین خوب بود عالی و ...درواقع داری به اونشاعرظلم میکنی و به ادبیات خیانت.چرا ازاین زاویه به قضیه نگاه نمیکنی؟ :-/
      • سلام دوستان گرامی ورودم دربحث صرفا به خاطر مسئله ایه که امروز برای خودم پیش اومد وتا حد زیادی شبیه این مورد بود. من محرم سال پیش یک مثنوی نوشتم که یک بند اون این بود: رعدوبرقی شبیه سایه گذشت باغ هامان بدون میـــوه شدند بوی خمـپاره در هـوا پیــچید نوعروسانِ شهر بیـــوه شدند! امروز برای اولین بار داشتم مجموعه شعری از شاعر خوب کشورمون آقای "مرتضی امیری اسفندقه" رو می خوندم و به این بیت برخورد کردم: ببین باغ ها را چه بی میــوه اند دراینجا عروسان همه بیـوه اند ! فکر میکنم علی رغم تفاوت وزن و ساختار همه موافق شباهت این دوبیت باشیم. خوب! حالا منی که یقین دارم امروز برای اولین بار این بیت رو خوندم و پیش از این بسیارهم از بیت خودم و کشف قافیه خوشحال بودم باید برم گریبان آقای اسفندقه رو بگیرم یا ایشون که ازقضا قدمت زمانی این شعرشون و صد البته سابقه علمیشون ازمن بیشتره باید تشریف بیارن و من رو متهم به سرقت کنن؟! اینجاست که باید حق رو به "توارد" بدیم و حدس بزنیم که استفاده از قافیه ی یکسان باعث به وجود اومدن فضای یکسان هم شده واین شباهت رو به وجود آورده. وقطعا درطول تاریخ ادبیات ما هزاران هزار مثال دیگه هم در این مورد وجود داره و قطعا بانی به وجود اومدن این تشابهات سرقت و برخورد غیرحرفه ای شاعرانش نبوده. واما درباره ترانه ی آقای خیراللهی باید به این مسئله اذعان کنم که با وجود اینکه من تا قبل از امشب ترانه ی ایشونو نخونده بودم فقط با دیدن عنوانش برام تداعی گر همون ترانه آقای غیاثی بود. اما الان که با توجه به بحث پیش اومده با دقت و وسواس هردو ترانه رو نگاه کردم جز شباهت وزن دو اثر و حال و هوای کلی که کاملن اتفاق معمولیه، شباهت رو انقدر شدید ندیدم که بشه آقای خیراللهی رو متهم به کپی برداری از آقای غیاثی کرد . فضای کلی دواثر به خاطر اندوه مشابهی که دارن تا حدودی به هم پهلو میزنن ولی من درهمین لیست انتظار حداقل دوسه ترانه ی دیگه هم با همین فضای مشابه خوندم و فکر می کنم عاملی که باعث شده ذهن بعضی دوستان بیشتر به سمت اثر آقای غیاثی بره، وزن و آهنگ مشترک دو ترانه است که البته گمان نکنم بشه بهش اتهام کپی برداری رو وارد دونست :-) اینکه روی رعایت حقوق هم مسلکمون حساس هستیم اتفاق بسیار خوبیه، واین حساسیت در شخص من چه درمورد آثار خودم وچه دیگران انقدر زیاده که بعضی وقتا باعث نقض غرض و دراومدن صدای خیلی ها شده :"> حتی فکر میکنم یک بارهم به خود آقای خیراللهی موردی رو اشاره کرده باشم :"> ولی چقدر بهترمیشه که حتی این شکل تذکرها رو قدری مهربون تر به هم بدیم و بنارو بر اعتماد به هم بگذاریم. ضمنا من هم از احساس مسئولیت دوست خوبم خانم زمانی متشکرم @};- @};- ((آرامــــش نصیــــبــتان))
      • سپاس از دیانا ادریس زاده ، الهه صادقی و حمیده سادات غفوریان عزیز که در بحث شرکت کردند ... نمی دونم چرا هر شباهت وزنی رو به تقلب محکوم می کنن . آخه نمی دونم مگه این کار با ملودی اینجا گذاشته شده که همه می گن حتی وزن هم مث اون کاره ؟؟؟؟!!!! برعکس اون کار که اتفاقا ملودی بسیار عجیبی داشت که به نظر خود بنده ترانه رو سوزونده بود کاملا ملودی من کاملا متفاوته با اون کار . در ضمن من هرچی ترانه مو گشتم هیچ شباهت عینی به اون کار ندیدم و باز هم می گم من صرفا احساس خودم رو می نویسم . . . یه بار دیگه م خود خانم ادریس زاده با این اتفاق مواجه شدن خیلی اتفاقی یه مصرع من با ایشون شباهت داشت در حالی بنده تا اون زمان افتخار آشنایی با این خواهر عزیز رو نداشتم :) در عاشقانه ها معمولا همچین اتفاقاتی پیش میاد و خیلی زشته به نظرم که بدون دلیل همدیگر رو محکوم می کنیم . . . در ضمن اگر دوستی ترانه رو نمی پسنده یا نقد جامع بذاره که به بنده کمک کنه در ادامه ی راهم نه اینکه با جمله ی " اصلا خوب نبود " فقط بخواد حضور داشته باشه یا اینکه اون بالا یه گزینه هست به نام " نمی پسندم " لطف کنه اونو بزنه که اعصاب بقیه رو خورد نکنه :) بازم سپاس از دوستان :) @};- @};- @};-
      • آقای خیراللهی مقصود من و دوستان رکن وزن عروضی هست که در هردوکار مستفعلن مستفعلن مستفعلنه و به هیچ عنوان معیار محکوم کردن اثری به تقلید از اثر دیگه محسوب نمیشه. :-)
      • آقای خیر اللهی منظور منم دقیقا وزن عروضی اثرتون بود که گفتم شباهت داره چون من خودم بار اول ترانه آقای غیاثی رو فقط خوندم و اجرای کار رو بعدش دانلود کردم و شنیدم که بعد از همون یک بار هم پاکش کردم چون حس ترانه رو کلا گرفته بود و ترانه رو به همون شکل توی ذهنم داشتم و شاید علت اصلی این تشابهی که از نظر من وجود داره همین باشه . منظورم از بیان این مسئله هم اصلا بحث تقلید و کپی برداری نبود . امیدوارم سوء تفاهم پیش نیومده باشه . @};-
  • سلام فرجام عزیز یاد کار حسین غیاثی افتادم ده سال بعد از حال این روزام با کافه های بی تو درگیرم گفتم جهان بعد از تو یعنی مرگ ده ساله رفتی و نمی میرم
  • باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید...!! =D> خیلی خوب بود فرجام عزیز/ @};- @};-
  • چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ تو با خودت تنها تر از اینی وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، ساکت بدون حرف می شینی زل می زنی به ساعت و دیوار ، می خوابی و خوابت نمی بره چن ساله دیگه بعد این روزا ، حال اون از تو خیلی بدتره =D> =D> درود فرجام جان @};- بسیار زیبا بود .. حس ترانه هاتون برای من خیلی ملموسه ..ممنونم * لحظه هاتون لبریز از عشق میپسندم @};-
  • دوستان همه چی رو گفتند؛ موفق باشید و سربلند.
  • سلام فرجام، ترانه قشنگی بود ولی آخر نگفتی تو عکست کجارو نگاه میکنی :-/
  • سلام ترانه ی بسیار زیبایی بود...لایک @};- @};- @};-
  • عاااااالی بود.... لااااااایک اقا... @};- @};- @};- @};-
  • همیشه کارات بی نظیرن و خیلی لذت می برم از خوندن کارات تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید @};- @};- @};-
  • زیبا بود فرجام خیلی خوب @};-
  • سلام آقا فرجام این کار رو نسبت به کارهای اخیر خیلی بیشتر دوست داشتم و به دلم نشست @};- @};- چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ آه تو دامن گیر اون میشه لبخندُ رو لبهات می بینم ، وقتی که بغضت نیمه جون میشه چن ساله دیگه بعد این روزا ، وقتی که تازه قدرتُ دونست باید همون قد سرد باشی که ، راحت بفهمی اون چه طور تونست =D> =D> فقط : تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید // مخالف استفاده از "برنجونت" هستم به زیبایی کار و زبانش لطمه میزنه چن ساله دیگه بعد این روزا ، حال اون از تو خیلی بدتره =D> شاد باشین و پر احساس @};- @};-
  • تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید =(( خیلی غم انگیز و زیبا.. =(( @};- آقا پس این کار آقای سالکی رو ما کی میشنویم؟؟ 8-> خیلی مشتاق شنیدنش هستم.. ;)) @};-
  • سلام فرجام عزیز...انقد کارت و دوس داشتم سخت بود برام بیتی و انتخاب کنم و توو کامنت بذارم.تبریک میگم.خیلی خوشم اومد. چن وقته توی مغزت آتیشه ، سردرد های مزمنت کم نیست خواب آورای با دُز بالا ، حتی واسه درد تو مرهم نیست بالا میاری بغضتُ هر شب ، یه گوشه از این خونه می شینی چن وقته حتی با خودت قهری ، چن وقته که بدجوری غمگینی بیان حس ات زیبااااااااااااااااااااااااااا بود =D> =D> =D>
  • چن ساله دیگه بعد این روزا ، تو با خودت تنها تر از اینی وقتی یه گوشه از اتاق خوابت ، عکس دوتاییتونُ می بینی چن ساله دیگه بعد این روزا ، عشقت یه جا سرگرم آغوشه به هیچ حسی اعتمادی نیست ، وقتی چراغ عشق خاموشه چن وقته توی مغزت آتیشه ، سردرد های مزمنت کم نیست خواب آورای با دُز بالا ، حتی واسه درد تو مرهم نیست @};- @};- @};- @};- داداشی لذت بردم....
  • @};- ☼سلام آقای خیر اللهی☼ @};- تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید =D> =D> ترانه ی زیبایی بود لایک @};-
  • سلام فرجام عزیز کارت مثل همیشه زیبا بود خیلی دوست داشتم ترانه زیبات رو تو این همه مدت برنجونت ، وقتی که حتی بی کسیتُ دید باید همون قدری که اون تونست ، رو خاطره هاشم اسید پاشید =D> =D> =D>
  • سلام @};- @};- مثل همیشه،نه بیشتراز همیشه عالییی وبا احساس بود =D> =D> =D> =D> =D> ،منو یه جورایی برد به فضای یکی از کارای آقای سعید شهروز،(چن سال از امشب بگذره)، 8-> البته خیلی باهم متفاوت بودن،ممنون به خاطر این ترانه زیبا. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مثل همه ی ترانه های قوی شما عالی بود =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- فقط با قافیه های بیت آخر مشکل داشتم ضربه پایانی آخرشو با قافیه ی بهتری میشد پرکرد میخوابی و خوابت نمیگیره بهتر نبود؟؟؟ :-? ولی کلا کارو خییییییییلی دوست داشتم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • چن ساله دیگه بعد این روزا ، وقتی که تازه قدرتُ دونست باید همون قد سرد باشی که ، راحت بفهمی اون چه طور تونست =D> =D> =D> درود فرجام عزیز مثل تمام ترانه های خوبت دلنشین بود ؛ فقط جسارتا ( برنجونت ) رو در ترانت زیاد نپسندیدم :"> لایکید @};- @};- @};-
  • اول 8->
    • سلام :-) @};- انشا الله که خدا لبخندو روو لب کل کسایی که دلشون شکسته بیاره @};- چن ساله دیگه بعد این روزا ؛ آه تو دامن گیر اون میشه لبخندُ رو لبهات می بینم ، وقتی که بغضت نیمه جون میشه =D> =D> =D> لایک @};-
      • به به بالاخره صدرنشین شدین خانم ادریس زاده :) خوشحالم که دوس داشتی ترانه رو :)
      • توو لیست ترانه ها که صدر نشین نشدیم بلکه توو کامنت گذاشتن برای صدر نشینان صدر نشین بشیم ;)) @};-