ترانه ای واگذار شده به ناصر چراغی عزیز

درست بعد چند ساعتی انتظار
تو میشینی روی همین صندلی
یکم از ترافیک تهرون میگی
تو بدقولیاتم قشنگه ولی!

همیشه همین که به من میرسی
واسه رفتنت پا به پا می کنی
یه بارم که حال دو تامون خوشه
تو هی ساعتت رو نگا می کنی!

میگی من نباشم زمین میخوری
فقط وقتی هستم نفس می کشی
ولی وقتی دستم برات رو بشه
میدونم چقد ساده پس می کشی

تو چشمای من زل نزن لعنتی!
نباید از این حس خبردار شی
درا رو می بندم که جایی نری
درا رو میبندم که تکرار شی…

همیشه همین که به من میرسی
واسه رفتنت پا به پا می کنی
یه بارم که حال دو تامون خوشه
تو هی ساعتت رو نگا می کنی!

شمیم زمانی-شیراز

از این نویسنده بیشتر بخوانید: