خیال

چشای اشک ندیدمو به گریه مجبور می کنی
تو میدونی من عاشقم از عشق منو دور میکنی
نگاتو می دزدی ازم انگار نمی بینی منو
دلم شکست نمیشنوی صدای این شکستنو
انگار که با تو بودنم نا ممکنه محاله
به تو رسیدنم فقط تو خوابه و خیاله
تنها خیال تو برام دلیل بودنه منه
این تنها دارایی من از سهم با تو بودنه
جزتو تو این زمونه کسی همه کسم نیست
دیگه فقط تو رویام با تو باشم بسم نیست
میخوام که با حضورت وجودتو حس کنم
نه اینکه تو خیالم تورو منعکس کنم
یه روزی عشقم ای کاش بشینه تو دل تو
برسه موج عشقم یه یه روز به ساحل تو
منم تو دنیای تو داشته باشم یه سهمی
یه روز بیاد که ای کاش تو هم منو بفهمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: