گریه

تو ترانه هام میخوام گریه کنم …
دست من نیست که غمم یه عالمه ست!
دل من فقط یه تکیه گاه میخواد ,
آرزوی قلبمم مثل همه ست!

می دونم که شاکی ای از گریه هام ,
می دونم که اشک من بند نمیاد
میدونی جوری شکسته این دلم ,
که به غیر گریه هیچی نمیخواد

می دونی پشت نگاه من چیه؟
پُره از وحشت و درد و همهمه ست
من دارم دق میکنم اینو بفهم !
دست من نیست که غمم یه عالمه ست!

توی اوجم , توی اوجِ همه چی !
اما یه سقوط تلخ همراهمه
نمیدونم چطوری برات بگم ,
که نرنجی وُ نری مثل همه …

پشت سر کابوس و ویرونی و غم …
صدای ضجّه ی من هنوز میاد!
رو به روم یه عشق تازه و قشنگ
که منو به خاطر من نمیخواد …

نه میشه که از گذشته رد بشم ,
نه می تونم که تو رو رها کنم
نه می تونم فارغ از یه بغض خیس ,
اسمتو خیلی روون صدا کنم

میدونی دیگه دلم نمی کشه !
بار این غصه یه کم زیادیه
تو بهم میگی که هیچیم نمیشه
تیر کشیدنای قلبم عادیه!

تو ترانه هام می خوام گریه کنم
بُغض من می چکه از ترانه هام
اشک من می ریزه وُ غِل میخوره
رو تنِ دفتر عاشقانه هام …

از این نویسنده بیشتر بخوانید: