یگانه

اشکای انتظارمو دونه دونه میشمارم
تا که یه روز تموم شه ساعت انتظارم

آخ که دل حقیرم از غم تو میسوزه
چشای خسته من نگاه به در میدوزه

از خونه حقیرم با صد بهونه رفتی
اما تو خونه دل هستی هنوز نرفتی

یاد تو رو تو قلبم تا هست نگه میدارم
حتی میخوام که اونو تو دنیا هم نذارم

اینو بدون عزیزم امید شام تاری
هرگز نمیخوام اینو از ذهن کنار بذاری

بدون که زنده هستم به عشق این ترانه
چونکه میخونم اونو به یاد تو یگانه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

525
۱

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com