ســـــیـــــــگــــار

چند سال و چند روزه ،عاشق سیگارم
تو آخرین پُک ها ، می گم دوست دارم
چند سال و چند روزه ، کارم شده همین
با سیگار بهمنم ، می رم تا فروردین
هی ضجّه می زنم ،تیر می کشه سرم
چند سال و چند روزه ، تو پُک آخرم
پشت همین برزخ ، یه کوه آتیشه
سیگار و استرس ، بعد تو مُد میشه
شکل جهنمم ، خاکستری شدم
تو عاشق یکی ، من بیزار از خودم
.
.
.
تنهاییام پر از ، نیم رخ یه زنه
زنی که تصویره، گذشته ی منه
زنی که حالمو ، به بغض می کشه
عاشق سیگارو ، بوی غلیظشه
می خواستم بشم ، همون که دوس داره
مردی که هر لحظه ، سرگرم سیگاره
شب پرسه می زدم، از لا به لای دود
تو با یکی دیگه ، حق من این نبود
تو بی تفاوتی ، به اینکه معتادم
من با طناب تو ،تو چاه افتادم
سیگار بعدی و ، سیگار های بعد
اوضاعمو چند ساله ، هیچی عوض نکرد
شبهام پر از بغضه ، دل از زندگی کندم
شاید با این فَندک ، روشن شه آینده م

از این نویسنده بیشتر بخوانید: