احساس عجیب

چه احساس عجبی بود
من و تو ما شدیم هر شب
تو این کوچه تو این خلوت
شبیه ماه شدی امشب

چشات شکل ستاره
همش چشمک زد و رفتش
عجب قصه ی شیرینی
ستاره میگه با اشکش

تو تاریکی چه روشن بود
نگاه خیره ی اون زن
نگاه هرزه ی ماه رو
چشات امشب به من میگن

تو اغوش کدوم مستی
تو رو امشب ببوسم باز
کدوم اغوش بی احساس
تو رو برده از اغوشم باز

از این نویسنده بیشتر بخوانید: