جشن زندگی..

سرمه ی شبهارو بچشمات بکش
خورشید مردادو به موهات ببند
شمعدونیارو بکشون کنار
حوضو با ماهیا بگووبخند

مشتتو آب کن تا بتونه مهتاب
شنا کنه تو دست مهربونت
پیرهن آبیتو بپوش تا چشمام
پرنده شن تو اوج آسمونت

قدم بزن تو باغ ابریشمی
تا پیله هامون همه پروانه شه
رنگینکمون بیفته زیر پاهات
فرش قدم های تو تا خونه شه

یه سر بزن به غنچه های باغچه
به گل سرخای دم بختمون
بذار دوباره تو دلت جوون شه
تموم خاطرات خوشبختمون

نمیشه از تو لحظه ای جدا بود
مثل تورو دیگه کجا ببینم
خیره میشم تو چشم تو بتونم
تموم دنیارو یجا ببینم

به من بگو،به من بگو که دنیا
چیزی مگه بجز همین ترانه س
برای من کنار تو زندگی
یه جشن بی نظیر عاشقانه س

یه ترانه ی قدیمی با کمی تغییرات که بعداز چندسال توو یکی از دفترام پیداش کردم..
مخلص همگی :-)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: