" نــــــآگفتهــــ ــــهــــآ "

یه حرفایی دارم که باید بگم

تا این فاصله بینمون پر بشه

باید رو کنم حرفای ذهنمو

تا دنیام پیش چشمت تصور بشه

دقیق گوش کن درد تنهاییمو

واسه لحظه لحظه ش یه عمر سوختم

منی واسه لمس دستای تو

امیدمو به خواب شبم دوختم

امیدم به یه مشت رویا تو تنهاییه

همینا بود که باعث شد سر پا باشم

ببین فکر برگشتت چیکار کرد باهام

که حاضر شدم عمری تنهای تنها باشم

تو شک کردی کردی به دلنگرونیام

به اینکه نباشی خود دلهره م

بذار رک بگم دستمو ول کنی

پیشمم که باشی زمین میخورم

بهونه م واسه لمس دستات همینه فقط

میخوام تا ابد متکی شم به تو

اگه حتی این تکیه باعث بشه

همه لحظه هامو یکی شم با تو …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی زينب قرباني

متـــولد 7 شهــــریور 73 بــاران كــهــ ميگويند منم ... بـــاران دلتنگي ... گــهــگــاه كهــ دلتنگ ميشوم تــرانه هايم بــهــ دادم ميرسند ... بــا آمدنشان ميپوشانند دلتنگيِ دل بــارانــيم را...- 09191217637