قاب چشام

 

وقتی تو قاب چشام خونه کنی

با وجود تو دیگه پیر نمی شم

می دونی عاشق چشمات دلم

من که از دیدن تو سیر نمی شم

   

زیر این طاق کبود خاطره

هنوزم عطر تو فریاد می زنه

واسه احساس قشنگ بودنت

آتیش تند من و باد می زنه

   

کی منو به من دوباره پس می دی

تو خود خود خود خود منی

نیمه ی گمشده  دلم  بیا

شعرم از عشق تو می شه گفتنی

   

کی میای فاصله ها رو برداری

رقص بارون و بگیری از چشام

جای بغضی که نشسته تو گلو

اسم تو پر بشه تو موج صدام

   

برای اومدنت ثانیه ها

ریتم بارو بارو بارون می زنه

تا تو آروم آروم آروم برسی

قلب من از سینه بیرون می زنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: