بارون (با صدای رضا شریفی)

 

بارون:

 

توو بارون بی حضور تو میمیرم از غم و سرما

 

حضورت مثل آتیشه پر از نور و پر از گرما

 

میخوام بازم کنار هم توو بارون همسفر باشیم

 

اگه حتی توو تاریکی شبانه رهگذر باشیم

تا وقتی پیش تو هستم غم دنیا فراموشه

 

یه دنیا نور میبینم با اینکه کوچه خاموشه

 

شبم پر میشه از خورشید اگه تو پیش من باشی

 

تموم شهرو را(ه) میرم اگه تو با من همرا(ه) شی

همین کوچه که پر نوره بدون تو یه کابوسه

قدم با من بزن بانو، که قلبم بی تو میپوسه

 

نفسهامو بدون تو به این کابوس میبازم

 

توو کوچه بی تو و چشمات با این بارون نمیسازم

 

توو بارون بی حضور تو میمیرم از غم و سرما

 

حضورت مثل آتیشه پر از نور و پر از گرما

 

دانلود فایل صوتی با صدای رضا شریفی

منتظر نقدهاتون هستم

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سجاد یزدانی

برای مجله شعر نمینویسم، در شب شعرها شرکت نمیکنم، به نگاه منتقد ها اهمیت نمیدهم، پیله ای از شعر میبافم به دور خودم، بی آرزوی پروانه شدن، و در سلول خود ساخته میمیرم... به آن امید که ابریشمش، شالی شود بر شانه های تو... از یغما گلروئی (ترانه سرای سابق)