تو رُ اما نمی دونم

ترانه – تو رُ اما نمی دونم

من می خوام یه کم عوض شم
تو رُ اما نمی دونم
اون همیشگی نباشم
تو رُ اما نمی دونم

نمی خوام وقتی که حسم ،
اینه که دلهره دارم
روی لب- گزیدنام هی
وصله ی خنده بذارم

نمی خوام یا نمی تونم
تو رُ اما نمی دونم

نمی خوام دیگه نگاهم
رُ بدزدم از نگاهت
تا نبینم اضطراب ُ
توی ِ آیینه ی آهت
آخه این مردِ مردد
خوب یا بد
که می خوای شه جون-پناهت
دلش آشوبه تا اون حد
که نمی شه دلبخواهت

نمی خوام یا نمی تونم
تو رُ اما نمی دونم

چرا خوش کنم دلت رُ
الکی بمونم باهات
از درون ولی بپوکم
یهو خالی شه زیرِ پات

بگمت امیدوارم
نگهت دارم کنارم
معطلم شی برسی به
دیگه فرصتی ندارم!

نمی خوام یا نمی تونم
تو رُ اما نمی دونم

وقتی مبهم و معلق
فرداها موندن پسِ این
زندگیهای تق و لق
جونِ بی رمق چه جوری
بشه تکیه گاهِ مطلق

نمی خوام یا نمی تونم
تو رُ اما نمی دونم

تو اگه یه کم عوض شی
اون همیشگی نباشی
اونی که رو خاکِ تشنه
تخمِ خوشبینی می پاشی

یا بگی از من یه ناجی
توو تصورت نساختی
باورم کنی همینم
جوری دیگه نشناختی

نباشی دنبالِ اون که
توی خواب و رویا دیدی
یه نفر با قصر و تاجش
سوارِ اسب ِ سفیدی….

تو نه شیرین و نه لیلی
من نه فرهاد و نه مجنون
نه ما توی قصه هستیم
نه اونا از قصه بیرون

اگه می خوای که بتونیم
رو دوشامون بکشونیم
کوله بارِ زندگی رُ
به یه جایی برسونیم
اینجوری با هم بمونیم
منکه می خوام و می تونم
تو رُ اما نمی دونم
تو رُ اما نمی دونم

*** محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: