داری خط می کشی دورم

داری خط می کشی دورم

چه پا یا ن غم  انگیزی

می دونم حتی عکسامو

یه روزی دورمی ریزی

   

من از این حال آشفته

ازاین دلواپسی خسته م

دیگه از روی ناچاری

چشامورو خودم بسته م

   

همش هشدار می دادی

که از من دل بریدی تو 

من و تو راه می ذاری

به مقصودت رسیدی تو

   

دلم  د نبال  یه  آغوش

واسه تنها ایام  می گشت

تو که  آغوش  وا دادی

دوباره غصه هام برگشت

   

ببین این زخم کاری رو

چطور تو سینه جا دادم

ولی این غصه  سنگینه

منم  مثله  تو  وا  دادم

   

لباس عشق و تا کردم

توی صندقچه می ذارم

از این  تکرار بیهوده

خد ا می د و نه  بیزارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: