بهانه من

عشقت هنوز تو دل هست ای اولین امیدم
با این که خیلی وقته از عشق تو بریده م

اون عشق آتشینت بدجور سوزوند دلم رو
اما نشد ببینی شکستن تنم رو

من میدونم که هرگز منو دوسم نداشتی
حتی اگرچه گاهی خنده رو لب میذاشتی

هرگز نخواستی باشی یک دم رفیق راهم
اثر نکرد به قلبت نیاز و اشک و آهم

شاید که با تو بودن قسمت نبود واسه من
اما بدون که هستی در قلب خسته تن

بدون که هستی با من در لحظه های بودن
تنها بهانه ای تو واسه ترانه خوندن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

547
۶

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com