جدایی

اسمت هنوز جا مونده رو لبهام
داغت هنوز تازس توی قلبم
باید فراموشت کنم باید
از زندگیم بیرون بری کم کم
تا صبح توی خونه راه میرم
از فکر تو سردرد میگیرم
خواستی به زانو در بیام اما
تا اخرش ایستاده میمیرم
من کوه دردمو نمیریزم
پای کسی که رفت و خوردم کرد
ته مونده های عشقتو باید
از خاطراتم دیگه جارو زد
من باید از این عشق برگردم
دست از سره احساس من بردار
رو دست خوردم از خودم از تو
باید فراموشت کنم این بار…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: