مسلخ عشق

اگه، که از سر چشمات بیفتم باز کم باشم
نمی خوام تا ابد دیگه غزل خون ِ خودم باشم

غزل خون ِ ولی قبلم به خون ِ عشق آغشته
دلم از خنجر خورده، یه مسلخ پیش ِ تو زشته

اگه که وزن ِ حرفامو غمت سنگین تر کرده
خدا لحنم رو با عشق ِ تو آهنگین تر کرده

توی چشمای تو بارون، تو را محبوب تر کرده
غم ِ شرجی بی وقتت، هوامو خوب، تر کرده

پریشونی موهاتو، توو قاب ِ قلب ِ من جا کن
یه جای امن بعد از این تو قلبم باز پیدا کن

دلم دنبال ِ دستاته، توو دستات عشق خوابیده
نباید رو بشه دستات برای عشق تهدیده

چشات لالاییه خوابه، نگات شلّاق مهتابه
چشات هم سنگر نوره، یه خورشید پشتششون خوابه

باید مدیون ِ چشمت شم چه آشوبی به پا کردی
تو تیکه تیکه قلبم رو به خنجر مبتلا کردی

بهای قلب ِ من اینه همین زخمای پیوسته
واسه قلب ِ بها دارم، شدم به عشق وابسته

ترانه سرا: آمنه نقدی پور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1174
۳۰

درباره‌ی آمنه نقدی پور

آمنه نقدی پور ساکن اصفهان کارشناس ادبیات ارشد سراینده کتابهای: "سایه ای به نام عشق" "معراج خون" "یک جفت پای دار" "بیدومجنون" "خفته ای برمزارعشق" "آرزوهای بی هدف" و چند اثر دیگر . لطفا برای سفارش ترانه و تماس با من به وبلاگم مراجعه کنید. لینک وبلاگم? amenehnaghdipour.blogfa.com