**پیشکشت یه هفت تیر**

اگه من اسلحه ی چشمـاتو، به سلاح ِ جنـگ تشبیـه کـنم
زیر تیر بارون بازی نگات، جونمو برات یه تفریح کنم
پیشکشت یه هفت تیر
جونمـو ازم بگیــر
از چشات به سادگی ردّ نشمو، چشای تو حکم ِ مرگم باشه
مثه گلبرگ باشه احساسم، چِشِت آخرین تگرگم باشه
عاشقیمو به تو حالی کردم
دور دنیای نگات می گردم
توی زندون ِ دلت حبس بشم، تنگی دنیا بشه میـراثم
زندگی نفس نفس حبس بشه، به تو تزریق نشه احساسم
زندگی تا ته دنیا خوبه
عشق یه وسوسه ی مطلوبه
رقص ِ بی اراده ی جون کندن، توو شبیخون نگات جوون می ده
قلب ِ آدما اگه عاشق شن، خون می شه، بوی طاعون می ده
من تفاله ی یه خط نفرینم
سرنوشتمو شبح می بینم
من یه روح قبضه تو چشماتم، که تو دست ِ درد جون می گیرم
دساتو اگه بگیرن از من، محو می شه ردّمو و می میرم
منو دنباله ی دنیا کردن
پامو تو دنیای تو وا کردن
زیر رگبار ِ نگات جون دادن، حسّ زندگی ِ بعد از مرگه
زیر پات می افتمو می میرم، خط ّ آخرم شبیه برگه
آخرین ترانه مردن داره
عاشقی زمین خوردن داره

ترانه سرا:آمنه نقدی پور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1412
۵۰

درباره‌ی آمنه نقدی پور

آمنه نقدی پور ساکن اصفهان کارشناس ادبیات ارشد سراینده کتابهای: "سایه ای به نام عشق" "معراج خون" "یک جفت پای دار" "بیدومجنون" "خفته ای برمزارعشق" "آرزوهای بی هدف" و چند اثر دیگر . لطفا برای سفارش ترانه و تماس با من به وبلاگم مراجعه کنید. لینک وبلاگم? amenehnaghdipour.blogfa.com