فاصله ها

دوباره رو به رومی مثل هر شب
دارم می بینمت با اینکه دوری
چقدر از من مگه فاصله داری
چقد ای ماه من؟چن سال نوری؟

بگو با چه امیدی موندی پیشم
من و تو تا قیامت ما نمی شیم
فقط یه صندلیه خالی مونده
با همدیگه تو دنیا جا نمی شیم

نمی بینی مگه فاصلمونو؟
هزار تا دشت ودریا و بیابون
یه کوه قافه که از روی شونش
هزار تا رود جاری میشه از خون

پس از اون یه هیولای سیاهه
که اسمش سرنوشته ، مسته مسته
از اونم رد بشی تازه می بینی
دو تا دنیا میون ما نشسته

منو باور نکن من یه دروغم
یکی که چیزی از دنیا نداره
یکی که آخرش هیچکی نفهمید
چرا پشت سر هم بد میاره

تو ای تندیس عشق و مهربونی
تو که زیباتری از هر چی ماهه
ندیدش گریه هامونو ، ندیدش
خدا پیش من و تو روسیاهه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: