کارتن خواب

یکی هست میونه ماها. که ازش فراری هستیم
ما فقط دل به همین دنیا وزندگی بستیم

یه نفر هست که شبها روی نیمکتی نشسته
توی دله حلبیشم پره از چوب شکسته

سر و وضعش عددی نیست. ژنده پوشه ولی خسته
چشماشو به روی هر چی غمه توو زندگی بسته

صورتش پر از سیاهی . دو تا کفشاش تیکه پاره
واسه لالایه شبونه. حتی یک پتو نداره

کلبه ی آرزوهاشم. سر و ته ختمه یه کارتن
زندگیش پر از کپی هاست. مثل کاغذ زیر کاربن

دوست و همدمی نداره. تنها و بی کس و کاره
شبا هر شب روی کارتن. سرشو زمین میذاره

مثل ما دنبال مد نیست. صاف و ساده. بی غل و غش
لباساش پر از غباره. آخه سقف نداره خونش

کاش میشد ما هم مثل اون. خاکی و صمیمی باشیم
توی دنیا خوش بمونیم. فکر فردامون نباشیم

به امید روزی که فقر را ریشه کن کنیم

آرسین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: