جشن تولد

هنوز تو همین موقع از سال من
همه خونه رو غرق گل میکنم
تا از بوی تو خونه لبریزشد
بازم خاطراتو بغل میکنم

فقط تو همین موقع از ساله که
یکم حال هم بهتره ظاهرن
مث(ل)یه قناری که آزاد نیست
اونو با قفس توی باغ میبرن

چقد فاصله بینمون قد کشید
باید گوشه ی ذهن من کز کنی
تو نیت بکن سمت آغوش من
یه عطری برات میزنم حظ کنی

ببین خونه چه رنگ و بویی شده
پر از بادکنکهای رنگی.روبان.شرشره
یه جشن تولد گرفتم بیا و ببین
نذار تنهایی حوصلم سر بره

برات کادو کردم من احساسمو
تو این شب که پر میشم از شوق و شور
من اینجا برات کیک پختم عزیز
بیا شمعارو فوت کن از راه دور

از این نویسنده بیشتر بخوانید: