صدای بی کسیِ من….

پر از دلتنگی ام بی تو،یه دنیا بی کسی دارم

برام این خونه ویرونه،شده تنهایی آوارم 

* مثه نیلوفری تنها، توی مردابی تسخیرم

صدای بی کَسیم این شد،،نباشی بی تو میمیرم

* چرا تو بی خبر رفتی،من حس کردم سفر کردی

سفر طولانیه عشقم،نمیخوای دیگه برگردی؟ 

* تو دور میشی ازم اما من انگار به تو نزدیکم

چراغ خونه ی من شو که من بی تو چه تاریکم!

* چرا درکم نکردی باز چرا دیگه برات شومم!؟

میدونی بی تو آشوبم میدونی با تو آرومم..

* ترانم بی تو خشکیده ،چقد بی روحه این آواز

کنارم خالیه بی تو فقط سایم شده همراز

* منه بی کَس بدونِ تو دیگه خوشبختی رؤیامه

که حتی اشکِ من دیگه همش مهمونه چشمامه

* صدای بی کَسیم بی تو گوشِ دنیارو کر کرده

غَمایِ بی کَسیم حتی چِشه دنیارو تر کرده

* بدون؛ بی تو میمیرم من،همین روزا یا خیلی زود

اگر مُردم بدون ؛اینو که قاتل خاطراتم بود

* صدایِ بی کَسی هامو ،بازم نشنفته میگیری

واسه تسکینِ این دل هم سراغ از من نمیگیری!!

* سزای بی کَسیم این شد،نبودِ تو کنارِمن

چرا پیشت سکوت بوده،همه دادو هوارِ من

* تو از دلتنگی و غصم، نیومد خم به اَبروهات! 

چقد دلتنگیام خیسه،مثه اشکم روی عکسات

* دیگه عکساتواین چشمام،همش با گریه میبینه

صدامو میشنوی این بار،صدای بی کَسیم اینه……!

احساس

از این نویسنده بیشتر بخوانید: