ترانه قدیمی

تولااقل یه شب بیا تو خوابم
دستای خسته تو بزا رتو دستم
تا بشنوی صدای گریه هامو
تا حس کنم دوباره با تو هستم

چکار کنم دلم گرفته بی تو
تو این سکوت کهنه و صمیمی
نیستی که باز تو اوج شب بخونی
برام همون ترانه قدیمی

روزام پر از سکوته و سکوته
شبام چه سرد و بیقراره بی تو
میگن که اینجاها پر از بهاره
باغ دلم چه بی بهاره بی تو

یه آسمون پرنده تو دلم بود
یکی یکی از اینجا پر کشیدن
بیا ببین که بی تو از افق ها
کلاغای سیاه غم رسیدن

برام سرود زندگی روخوندی
قصه کودکیم پر از خدا بود
تو بودی و ترانه بود و امید
دلم پر از بهانه شما بود

برکت خونه از تو بود و رفتی
نگفتی کی برام دعا بخونه؟!
بعد تو ای بهانه قشنگم
تنها کسم خدای مهربونه..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: