بی تو دنیا رو نمیخوام

این شعر زاییده ذهن برادرم محمد مقیمیان که سنی بیشتر از ۱۶ سال نداره
———————————————————————————————–
همه دلتنگیاتو ، واسه من بزار عزیزم
نمیتونم بهت بگم ، که چقدر دوست دارم من
ولی تو گذاشتی رفتی میون اینهمه غمهام
میدونی بدون تو من دیگه دنیا رو نمیخوام
منی که با دیدن تو ، همه دنیا رو گرفتم
اگه برنگردی پیشم ، دیگه از غصه میمیرم
منی که با دیدن تو ، شب و روز گریه می کردم
ولی خوب عیبی نداره ، من دیگه بر نمیگردم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محسن مقیمیان

خاک لب تشنه بود و شبنم را در دل خویش جست و جو می کرد گاه هم رو به آسمانها داشت در دلش ابر آرزو می کرد نرم نرمک جوانه ای سر زد خاک لب تشنه را تکانی داد به دل بی صدا و خشک زمین مژده ی وصل میهمانی داد آب هست خاک هست جوانه باید زد