تنهایی

رفیق چند سالی میشه داری غم میخوری
تو تنهایی شباتو با موزیک سر می کنی
دیگه طلاتم زندگانی نفس گیره
شدی کبوتری که داخل قفس گیره
فرداتو کشتی دیگه به درد باختی
از این سختیا یه وجود مرد ساختی
مجبور شدی که پشت به تقدیر کنی
درداتو واسه خیابونا تعریف کنی
نفس میکشی تو خونه ای که فقیر نشینه
سیگارتو جایی میکشی تا کسی نبینه
دیگه امیدی نداری شدی یه ادم سرد
شدی جوونی بی ارزو با یه عالمه درد
تو این روزگار کثیف اسیر غریبی
تنهایی واست شده یه رفیق قدیمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: