فاجعه

نگاهِ خیره به یک زن، سکوت پشتِ سکوت
و عـطـرِ تـنـدِ عجیبـی کـه تـوو هـوای مـنـه
وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه
… و اشـکِ یـک زنِ عـاشـق هـنـوز پـای مـنـه …
شبی به نیمه رسیده، صدای خنده ی زن
نـفـس نـفـس زَدَنـم تـوو هـوای گـرمِ اتـاق
دوبـاره خـنده ی مستِ یه زن شبیه خودم
… و شـامِ یـک زنِ عـاشـق هـنـوز روی اجـاق …
چشای سـرخِ حـریصم پُـر از خـبـاثـتـه بـاز
شریکِ جرمِ یه هـ*رزه م، شبیهِ سایه سیاه
دچـارِ فـاجـعـه، درگیرِ عشقِ بی سـر و ته
… و چشمِ یـک زنِ عـاشـق هـنوز خیره به راه …
هـوایِ گـرمِ اتـاقـی کـه نـورِ بـی رمـقـش..
فقط منـاسـبِ خـوابه، و خـواب مـیره یـه زن
مـلافـه هـای سـفـیـد مـچـالـه زیـرِ سـرش
… و مَـردِ یـک زنِ عـاشـق که خـائـنـه مـثـه من …
.
.
.
نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت
و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه
وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه
غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه
.
.
.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • آفرين دوست من @};- از سبكت خوشم مياد
  • biiiig like @};- @};-
  • =D> سلام ودورود به دلم نشست موفق باشی =D>
  • =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- سلام ایمان عزیز...این ترانه دست مریزاد داره برادرم...قبلا هم خوندمش ودوباره دوباره خوندمش... زیباست...سبک کاری که برای ترانه انتخاب کردی مخصوص خودته ..خوبه....اما زبان ترانه ت زبان غزله..انگار که یک شعر محاوره داشتم می خوندم نه ترانه...وزن کشیده ...بکار بردن " و " در اول مصرع ...کلا طرز خوانش یک غزل را ایجاب میکرد تا ریتم ترانه... من کامنت عزیزان رو نخوندم و نمیدونم نقد شدی یا نه.... چند تا نکته ظریف میگم که شاید خودت هم متوجه شده باشی... وقتی زبان ترانه ت غزلواره ست و خودت چند جا از " یک " استفاده کردی لزومی نداره که " یه " بگی...چون طرز خوانش " یه " با " یک " توو همچین کاری توفیری باهم ندارند و بهتر بود یک می گفتی... " شبی به نیمه رسیده " کاربرد درستی نیست...غلط نیست ها با فضای کارت نمی خورده...شبی به نیمه رسیده شده مثل زبان کارهای میرزاده عشقی... شرط بلاغت در کلام اینه که جای کلمه ای در ترانه یا کلا شعر نشه کلمه ای گذاشت...و اگر کلمه ای ساقط بشه معنی و فحوای لام به هم بریزه...در ترانه شما چند جا این اتفاق هست که با جایگزین کلمه مناسبتر می تونستی اون حس سکرآور اتاقی که تصویر کردی بیشتر مهیج و متحرک کنی... مثل: چشای سرخ حریصم که میگی من منتظرم یه تصویری بیاد که خیلی عاشقانه و مهیج هستش ولی شما می کشیش یه جای دیگه و کلمه نامتناسب خباثت رو میاری...کسی حتی اگر پراز خباثت هم باشه توو همچین شرایط شورانگیزی به یاد خبیث بودنش نمی افته...این از نظر محتوایی و ساختار ناهماهنگ مفهومی بود که عرض کردم وگرنه هر شعر و ترانه از دل شاعرش میاد و رازیست بین او وشاعر... از خباثت قرینه ای ندادی که بدونم چرا خباثت؟؟؟؟؟؟؟؟به راحتی می تونم جاش بگم خیانت...درسته... اولین اصل بلاغت : جایگزین نداشتن کلمه ای که بار اصلی بیت یا مصراع بر دوش اونه شبیه سایه سیاه هم توجیه خوبی برای شریک جرم بودن با یک هرزه نیست...تصویری ملموس تر و عینی تر می طلبد... عالی شروع شد...با ملایمت و نوازش ولی یهو تموم شد...چرا؟؟؟؟؟؟ برگشت قهرمان از اول شخص به دوم شخص خیلی خوبه ولی بدون مقدمه و ناگهانی بود.... وسرآخر اینکه تصاویر شما بسیار عالی پرداخته می شه ...یعنی تصویر هایی که درست ساخته می شن خیلی خوب روش نفوذ داری و تحت سیطره قلم توئه....آفرینش سوژه های امروزی و قابل درک از تواناییهای شماست که من شیفته شم.... و نهایت اینکه لطفا از هیچ کدوم از حرفهای بنده دلخور نشو و هرجا که فکر میکنی جای دفاع داره حتما و حتما این کارو بکن چون بنده اگر اشتباهی مرتکب شدم و جایی رو اشتباه متوجه شدم حرفم رو پس خواهم گرفت... و با کمال احترام و افتخار پذیرای نظرات شما چه موافق و چه مخالف هستم. @};-
    • درود بسیار بر شما سرکار خانم غلامی :-) حضورتون اینجا نشانه ی لطف زیاد شماست :"> سپاسگزارم :-) @};- @};- و اما در مورد نقد: استفاده همزمان از "یک" و "یه" خودم هم معتقدم که حتی میتونه بزرگترین ایراد این کار باشه که در واقع به دلیل حفظ سلامت وزن بوده ،متوجه هستید که هجای کوتاه "یه" و هجای بلند "یک" همیشه نمیتونن جایگزین هم بشن. به هر حال قصور از بنده بوده و حق کاملا با شماست...میتونم بهتون اطمینان بدم که از این به بعد هرگز چنین خطایی از من سر نزنه :"> "شبی به نیمه رسیده" شخصا متوجه فاصله زبانی نشده بودم :"> اما به لحاظ انتقال مطلب فکر میکنم موفق بوده. حالا بوده یا نه ؟ البته یک نکته ی کلی هم باید عرض کنم، بعضی جاهای این کار برای اجازه ی انتشار تغییر کرده برای مثال همین مصرعی که توش از خباثت صحبت شده. درست فرمودید که خباثت اشاره به خیانت بوده و نارسائی مطلب باز هم قصور بنده ست. اما اصل این مصرع این بوده : " چشای سرخ پر از شهوت و حریص و خمار" در مورد "شبیه سایه سیاه" کاملا حق با شماست :-) و نکته ی دیگری که هست، در تمام این کار من قصد خلق تصویر عاشقانه نداشتم، فقط حالات فرد مد نظر بوده :-) واقعا حضور و نظراتتون باعث خوشحالی بنده شد...مطالب تازه ای بیان کردید که تا بحال اشاره ای بهش نشده بود و باعث شدید از زاویه دیگری هم به کار نگاه کنم....بی اندازه از لطف شما سپاسگزارم @};- @};- @};- و خواهش میکنم حضورتون همیشگیتون رو از بنده دریغ نکنید :-) @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام ایمان خان ترانه ی زیبایی بود @};- @};- @};- @};- @};- ببخشید من دیر اومدم
  • :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S
  • سلام ایمان عزیز واقعا بهت تبریک میگم بابت این کار فوق العاده از اون ترانه های معلق تصویر ساز که دوستشون دارم ایده و طرح داستان هم که عالی. منو یاد یه ترانه نیمه کاره از خودم انداخت که موضوعش به این ترانه نزدیک بود.شاید برم سراغش وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه آفرین @};- همیشه شاد باشی دوست عزیزم @};-
  • خيلي زيباست هر چند شبيه ترانه نبود اما زيبا...
  • ایمان عزیز خووندم و لذت بردم. امیدوارم هر رووز بهتر از دیرووز باشی دووست من..
  • سلام آقا @};-
  • سلام من اونقدر تو فضای ترانه حرفه ای نشدم که بتونم مثلا به این تراته فقط به چشم یه ترانه نگاه کنم ، اینه که الان دلم میخواد "مرد یک زن عاشق که خائنه " رو خفه کنم یا حداقل انگشت کنم تو چشمش ، ( از بس فضا سازی عالـــــــــــــــــی بود ) موفق باشید ...
  • سلام آقا سید! اولین کاریه که دارم ازت میخونم وبنا به خواست خودت کامل نقد میکنم! لحن این کار بیشتر کلاسیک محوره و از ترانه کمی به دوره! احساس میکنم شما هم مثل من از کلاسیک(غزل و ...) شروع کردید و بعد از طی یه دورانی توی اون که شخصیت شعریتون به اون صورت شکل گرفته به سمت ترانه گسیل شدین و الان به نوعی میشه گفت در برزخ شعر و ترانه گیر کردین! این کار با اینکه رو قالب ترانه سروده شده ولی شاعرانگیش از ترانگیش خیلی بیشتره! در الفاظی که به کار میبرید این موج میزنه... وقوع فاجعه بار، چشای سـرخِ حـریصم پُـر از خـبـاثـتـه بـاز... و امثالهم! آدم رو از فضای ترانه دور میکنه این الفاظ و تعابیر! استفاده از "و" در اول مصرع ها! ترانه گونه ی محاوره ای شعر هست! هیچوقت تو هیچ ترانه ای از زمان جنتی عطایی تا روزبه بمانی شما نمی بینی که "و" ربط به صورت "va" خونده بشه و همیشه به صورت "O" خونده میشه و این مستلزم اینه که یا وسط مصرع ها به کار بره یا آخرش! حتی تو کلاسیک هم ما این اتفاق و نمی بینیم! بیشتر تو کارای امثال شملو و اخوان که نیمایی هست به چشم میخوره که تو کار شما 6 بار تکرار شده! در رابطه با مضمون خب کاملا واضح و مشخصه و نسبتا خوب پرداخت شده و تصویر سازی ها هم به نوعی از آب در اومده! امیدوارم در آینده بهتر و بیشتر با سبکتون آشنا بشم! موفق باشید! @};-
    • درود وحید عزیز.... واقعا سپاسگزارم از لطفت :-) در مورد "و" باید بگم که خودمم فقط تو غزل های پست مدرن این استفاده رو دیده بودم :-) باز هم سپاسگزارم...حضورت همیشگی دوست من @};- @};- @};-
  • سلام سيد جان هم ترانگي داشت و هم شاعرانگي درود بر شما @};-
  • سلااااااااااااااااااام ایمان جان،کار خیلی قشنگی بود =D>
  • نگاهِ خیره به یک زن، سکوت پشتِ سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبـی کـه تـوو هـوای مـنـه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه ولی این اسمش عشق نیست حتی عشق بی سروته ام نمیتونه باشه هوسه با توجه به فضایی که شما توصیف کردی! خیلی قشنگ بود و متفاوت .یه تصویرسازی واقعی از خیانته. @};- @};-
  • سلام ترانتون رو دوست داشتم آقای پور حسینی عزیز =D> @};-
  • ایمان دیر اومدم ببخشید ترانه عالی و لذت بخش بود مرسی
  • سلام..شعر غایب همیشه حاضر رو برای من گفته بودن ظاهرا".. الان حاضر..و البته ناظرم قربان.. ترانه ی بسیار قوی با فضا و تصویر سازی دقیق و بلیغ ..بسیار تاثیرگذار و عالی. =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- :">
  • ایماااااااااااااااااااااااان همه جوره مورد پسندی دوستم . حتی وقتی کارت با سانسور باشه ;)) ;)) ببخش نبودم نظرمو دادم بازم میگم دوست دارم کارتو =D> =D> @};- @};- @};- و چشمِ یـک زنِ عـاشـق هـنوز خیره به راه … =D> لبخند همیشه مهمون لب هات دوستِ گلم @};- @};-
    • مریـــــــــــــــــــــــــــــم...ارادتمند :-) @};- همه جوره مخلصم :-)) نباشی هم هستی :-) @};- اصلا هر چی قشنگیه تو دنیا مال تو ! :-) @};- @};- @};-
      • ایماااااااااااااااااااااااااااااااااان ستادِ شرمنده سازی راه انداختی ؟؟؟ :-? :-? ما بیشتر تر با معرفت @};- فدای شما . @};- @};-
      • ارادت ویژه :-) @};- @};- :-)
  • سلام دوست خوبم... جسارت و فضا سازی خوبی بود مخصوصا مصراعهایی که وضعیت رو میبرد به فضای خونه @};-
  • سلام سیدجان؛راستش حسودیم شد. خیلی وقت بود میخواستم یه همچین کاری بگم. اماپیش دستی کردی داداش. خیلی قشنگ و متین. در لفافه بود اما کاملا قابل لمس. تبریک میگم. فقط غرور آخرش چرا زیرپا رفت؟؟؟؟ شاید یه جوری عذاب وجدان و شرمندگی رو میاوردی فینال قشنگ تری میشد. =D> =D>
  • دچـارِ فـاجـعـه، درگیرِ عشقِ بی سـر و ته … و چشمِ یـک زنِ عـاشـق هـنوز خیره به راه … =D> @};- @};- خیلی خوب بود/ موفق باشید :)
  • خيلي جذاب، متفاوت و غافلگيركننده بود ... @};- @};-
  • سلام. دوسداشتم زیبا بود. نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه =D> =D>
  • خیلی لذت بردم واقعا که حسو خوب رسونده بودین فوق العاده بود @};- @};- @};- @};-
  • سلام سید بزرگوار طرح شعرتان غافلگیرکننده بود خیلی جالب بود =D> =D> نگاهِ خیره به یک زن، سکوت پشتِ سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبـی کـه تـوو هـوای مـنـه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه … و اشـکِ یـک زنِ عـاشـق هـنـوز پـای مـنـه … شبی به نیمه رسیده، صدای خنده ی زن نـفـس نـفـس زَدَنـم تـوو هـوای گـرمِ اتـاق دوبـاره خـنده ی مستِ یه زن شبیه خودم … و شـامِ یـک زنِ عـاشـق هـنـوز روی اجـاق … =D> =D> =D> خیلی خوشم اومد از شعرت @};- @};- یکمم حسودیم شد ، چون یه همچین طرحی تو ذهنم بود حالا نه دقیقاً مثل این ،اما خوشحالم که تو سرودیش چون اگه من می خواستم این شعرو بگم افتضاح میشد. همون بهتر که شما سرودیش. :-) @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود احساستون عالی بود @};-
  • سلام سید @};-
  • سلام آقايي پورحسینی زيبا بود @};- @};- @};- نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه . موفق باشيد
  • سلام برادر خوبم. @};- @};- @};- راجعبه اين ترانه نميتونم نظر بدم... :-? :-? :-) فقط اينكه فوق العاده به دلم نشست و خيلي خيلي خيلي زياد حسش كردم... @};- @};- در پناه خدا باشيد.
  • اول سلام دوما [شکلک کف کردن] ;)) ایمان جان برادر خوبم کار متفاتی ازت خوندم اصلا عاشق این ترانه هایی هستم که اول مصرع هاش با "و" "که" و ... شروع میشه =D> موفق تر باشی برادر @};-
  • اولن لایک با افتخار کامل... دومن : واقعن بهت تبریک میگم . این کار حرف نداشت . خودتم میدونی کارت چقدر سطحش بالاست . آفرین . قلمت و خیلی دوست دارم چون مدرن می نویسی و غافلگیری و جاذبه توو کارت هست ... اجازه بده 2 تا نکته رو بگم :یکی اینکه ضعف بزرگ کارت دوگانگی زبانی بود . بعضی جاها زبان از محاوره خارج میشد و اینکه از یه و یک همزمان استفاده کردی . و دومی رو بعدن میگم . خیلی موفق باشی @};-
    • درود احسان عزیز.... سپاس از این همه دلگرمی و انرژی :-) :-x دارم درس پس میدم استاد :-) نکته اول که بنده سراپا تقصیر :"> اما حلش میکنم ، یقین داشته باش :-) و دومی رو بی صبرانه منتظرم بشنوم بی اندازه از حضور و توجهت سپاسگزارم @};- @};- @};-
  • ایمان جان آفرین برادر چقدر متفاوت زیبا بود لذت بردم به همین سادگی لذت بردم داداشم آفرین داداش گل =D> @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز ممنون که به ترانه هام سر میزنی کارتو خوندم واقعا =D> عالی بود @};-
  • خیلی خیلی عالی ی ی ..بیش از حد لذت بردم @};- @};- @};- @};-
  • سلام سید ایمان خوبی سید جان داداشم از این کارای قشنگت بیشتر بزار چقدر به دلم نشست این کارت واقعا عالی بود دو بند آخر رو به صورت ویژه دوست داشتم هـوایِ گـرمِ اتـاقـی کـه نـورِ بـی رمـقـش.. فقط منـاسـبِ خـوابه، و خـواب مـیره یـه زن مـلافـه هـای سـفـیـد مـچـالـه زیـرِ سـرش … و مَـردِ یـک زنِ عـاشـق که خـائـنـه مـثـه من … . . . نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه =D> =D> =D> =D> =D>
  • تازه ميخواستم بگم عكس جديد مبارك و اينكه كي جراحي پلاستيك كردي كه دوباره عكس قديمي گذاشتي ;)) ..كار قشنگي بود سيدجان لذت برديم..موفق باشيد :-) =D> @};-
  • دست مریزاد داداشم بسیارزیبا میپسندم قلمتو @};- =D>
  • سلام آقای پور حسینی @};- ترانه ی خیانت تو خیانتی خوندم :< خیلی قشنگ بودا...خیلی حرفه ای بوود... اصن یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی... ولی فضاش رو دوست نداشتم =(( =(( حالا لایک بدم یا که ندم ؟؟ لایک بدم یا که ندم؟؟ :-? :-? لایــــــــــــــک(گول خوردم) ;)) ;))
    • درود روناک عزیز ... @};- تا اینجا تو تنها کسی هستی که رسما به هر چهارتا کاراکتر قصه اشاره کردی :-) =D> فضا خیلی شلوغ شده دوسش نداری ؟ ;)) اینم یه جورشه دیگه ;)) چه خوب که گول خوردی !! این مدل گول خوردن رو میگن "گولِ مقبول" ;)) پاینده باشی و پر ترانه دوست من @};- @};- @};- @};-
  • درود ایمان جان سپاسگزارم دوست خوبم ترانه عالی بود موفق باشی @};-
  • سلام آقای پورحسینی عزیز چقدر عالی بود این کارتون،راستش یه جورایی شدم،خیلی لذت بردم. اینکه بعد از هرسه مصرع به یک فضای دیگه وارد میشد خیلی به دلم نشست،همچنین بند آخرتون،فضای کار وموضوع انتخابیتون به شدت برام دوست داشتنی بود. :-x هیشه درموفقیت باشید. نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه =D>
    • درود و احترام خدمت بانو رستگار عزیز...سپاس از حضور و لطف همیشگیتون @};- @};- @};- خوشحالم که نظرتون جلب شده....کلا هر چند وقت یکبار منتظر یه همچین کارایی باشید از من ;)) سپاسگزارم @};- @};- @};-
  • فک کنم تو هم از دست رفتی!
    • ارادتمندم وحید جان @};- @};- رفیق من که قبل از تو از دست رفته بودم، خبر نداشتی ;)) ممنونم که همیشه هستی @};- @};- @};-
      • ای جانم! میگم آخه چرا هی تند و تند عکس عوض میکنی!تحت تعقیب بودی! فک کنم الآن بتونیم با قدرت،انجمن از دست رفته ها رو راه بندازیم ;))
      • آره ;)) چه انجمنی هم بشه... ;)) عکسمم دیگه عوض نمیکنم :-)
  • کارجالبی بود ایمان جان بخصوص عاشق فضاش شدم :-x " و مَـردِ یـک زنِ عـاشـق که خـائـنـه مـثـه من …" فقط این مصرع به گمونم درگیر قافیه شدی ها ولی این هیچ چیز از زیبایی کارت کم نمیکنه موفق باشی دوست من =D> @};- @};- @};- @};- @};-
    • درود محمد رضا...من خودمم پسر جالبیم ;)) باور کن :-) نه رفیق، درگیری نبوده اصلا، تمام مطلب همینه اصلا ;)) سپاس از حضور گرمت @};- @};- @};- @};-
      • نه دیگه نشد..رو نقد من چشم بسته بگو خب یکم به نظرم بیت آخرت درگیری و جود داره به طوری که آدم می هنگونه :-))
      • چـــشــــم :-)) خوبه الان ؟ :-) چی بگم خب؟ ;))
  • چشای سـرخِ حـریصم پُـر از خـبـاثـتـه بـاز شریکِ جرمِ یه هـ*رزه م، شبیهِ سایه سیاه دچـارِ فـاجـعـه، درگیرِ عشقِ بی سـر و ته … و چشمِ یـک زنِ عـاشـق هـنوز خیره به راه … . . خیلی سبک کار و موضوشو دوست داشتم موفق باشید @};- @};- @};-
  • این کارو خلاصه کردی ایمان؟ آفرین داشت سبکت خیلی خوشم اومد @};- @};- @};- احساس و رها نکرده بودی و در کنارش فضائی خوب خلق کرده بودی که از ترانت یه کار خاص بسازه @};- موفق باشی پسر
  • WOW!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دونم چی بگم ...عالی بود ؛ این که سبک کار انقدر متفاوت بود رو خیلی دوست داشتم و جدی خیلی لذت بردم . بی اغراق بهترین ترانه ای بود که امروز تا به اینجا خوندم و پسندیدم . لایکید شدید به مدت مدید @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • هـوایِ گـرمِ اتـاقـی کـه نـورِ بـی رمـقـش.. فقط منـاسـبِ خـوابه، و خـواب مـیره یـه زن مـلافـه هـای سـفـیـد مـچـالـه زیـرِ سـرش … و مَـردِ یـک زنِ عـاشـق که خـائـنـه مـثـه من … =(( =D> =D> =D> تعابیر جالب و خاصی داشت این ترانه.. :-) @};- @};- @};- لذت بردیم مثل همیشه.. ;))
  • ترانه ی خوووبی بود و لااایک @};- @};- @};-
  • چیزی که مشخصه این کار بود از نظر من فضا سازی و ارائه متفاوت از سوژه خیانت بود.قطعا اگه خروج از کلیشه ها و ارائه کار نو و قابل پسند مخاطب کار دشواری نبود هیچوقت اصطلاح کلیشه کاربرد پیدا نمی کرد.میزان توفیق در ایجاد حس تعلیق که لازمه این فضا سازی بود بماند فقط عشق بی سر و ته خوب جا نمی افته.نهایتا با توجه به دشواری کار،تا همین حد هم کار خوبی ارائه دادی و باید منتظر تجربه های بعدیت باشیم.لایک هستی @};-
  • سلام سيد جان حرف نداري =D> =D> =D> =D>
  • ایمان جان قشنگ بود تبریک
  • "و " اگر توو هیچ کار دیگه ای نشینه توو کار تو که به دل من نشست. توو کارت رگه هایی از تابو شکنی دیدم و کیف کردم. تبریک فراوان. در ضمن ایمان جون همین کارا رو می کنی بعد می گی دلم گرفته نه عزیزم این دلگرفتگی نیست. عذاب وجدانه :-)) مزخرف ترین کار قضاوت روح نویسنده از روی اثر است - آیدین صبور @};-
  • سلام سید جون یه جورایی با این ترانه غافلگیر شدم. چند بار خوندمش و...کارتو می پسندم سید و....فعلا تو کمام... برمیگردم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مثل همیشه عالی =D> =D> =D> نگاهِ خیره به مَـردی که غـرقـه توی سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبی کـه تـوو هـوای تـوئه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه غـرور مَـردِتـه ایـن، ایـن کـه زیرِ پـای تـوئه =D> @};-
  • شروو کارتو خیلی دوست داشتم .. یه ترانه متفاوت و زیبااا ... @};- @};- @};- نگاهِ خیره به یک زن، سکوت پشتِ سکوت و عـطـرِ تـنـدِ عجیبـی کـه تـوو هـوای مـنـه وقـوعِ فـاجعـه بـارِ یه عشقِ بی سـر و تـه … و اشـکِ یـک زنِ عـاشـق هـنـوز پـای مـنـه @};- @};- @};-
  • ایمان کارات داره بهتر و بهتر میشه.تکرار یه زن عاشق رو خیلی دوس داشتم پایان بندهات.اگه چیز خاصی به ذهنم رسید برمیگردم رفیق :-)