تعبیر

من و تو مث دو ماهی !!
میون سفره ی هفسین
حبس این تنگ بلوری
دنیامون اون قد کوچیک
دلامون اون قد نزدیک
که دیگه‏ ترسی نداریم
حتی از یه لحظه دوری
حتی از گم شدنامون
حتی از نبودنامون!!

اون روزی که این زمونه
واسه ما یه خوابایی دید!!
همه ی حس و وجودم
پر شد از حضور تردید
همه ی ترسم همین شد
آدما بخوان یه روزی
واسه ی دل خوشیاشون …
یا که جبران خطاشون!
بکنندمون رهامون

حالا ما هر دو رهاییم
وسط آبی دریا
نه دیگه!! نیستی کنارم
شده حتی، توی رویا
دیگه هیچ حسی ندارم
به جز احساس سیاهی
حس سرد گم شدن ها
حس تلخ این تباهی!!

چی می شد
که بشه هرگز؟!!
تا نشیم رها تو دریا…
چی می شد
که بشه هرگز؟!!…
نشه تعبیر، خواب دنیا…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: