بوی تو…

یکی هست که بوی ترو میده و
میخواد با من اینجوری بازی کنه
تمامه نگاهای سرد منو
خودش گفت که میخواد تلافی کنه
با چشمای پر نفرتش پیشه من
میشینه میگه اون تنهات گذاشت؟
چه جوری بهش دل بسته بودی؟
نه اون مرد به عشقت لیاقت نداشت
میگه دیدی که آخرش این منم
که هر جا تو باشی همراهته؟
حتی وقتی که رو به روم میشینی
نگاهم همه جا دنبالته
میگه وقتشه که تو عاشق بشی
ببین اینجا یک مرد دیوونته
تظاهر نکن خیلی دوری ازم
ببین چتر عشقم روی شونته
دیگه پاره کن این زنجیری که
به دست تو انداخت و زندونی کرد
هیچ حسی نداشت وقتی پیشش بودی
ترو میشکست با نگاهای سرد
به زور جا میده خودشو تو چشام
میگه وقتی هستم به من خیره شو
نگاهت به چی مونده بسه دیگه
بیا و یه بارم تو دیوونه شو
یه چیزی بگو با سکوت حرف نزن
بگو راهی هست که تو عاشق بشی؟
دیگه دست بردار از این انتظار
تو داری با این کار منو میکشی
نگامو گرفتم از اون نگاه
به عکست رو دیوار چشم دوختم
با این کار همه حسمو
به حرفایی که میزد من گفتم
دیگه خسته شد از کنارم بودن
از اینکه تو قلبم احساسی هست
با فریاد بهم گفت ای لعنتی
به عکس قشنگت مشت کوبید و رفت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: