پرواز

توو فکرِ من آشوب پُره شبیهِ یه جنگه
جنگی که دو تا عاشقُ از هم جدا کرده
میپیچه هی فریادی توو مغزم به تلخی ِ
اون مادری که مرگِ بچه شُ نگا کرده

حرفای من شبیهِ الکله و میپّره
خیلی سریعتر از همه پلکای بی قرار
حرفای بقیه ولی میمونه توو سرم
سیمان و سفت میشه و شبیهِ یه دیوار

آشوب چیه؟آشوب ینی سکوتِ توو خونه
وقتی فقط تویی و یه پدر که را(ه) میره
خونه یه زندون که ملاقاتی نداره و
اعصابتم سرِ همین چیزا ب… میره

فریادِ توو مغزم صدای مادری بیمار
که حرفشُ به زور میزد و واضح نبود
انقد سبک شد مثلِ پر پرواز کرد و رفت
تا بود هوای خونه صاف بود و مه نبود

توو فکرِ من آشوب پره شبیهِ یه جنگه
حرفای من شبیهِ الکله و میپّره
میخوام دیگه آتیش بگیرم بپّرم خستم
میخوام شبیهِ حرفِ خودم بشم یذّره

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • مرام و معرفت گم شد ، میونه زندگی کردن با زورِ بازو مردامون ، خیال کردن ، چقدر مردن ( کیوان حریری ) مهدی عزیز نقد ترانه ی چوبان دروغگوی رو که برام نوشته بودین تازه خوندم واقعا شرمندم که دیر متوجه شدم و بسیار ناراحت که شما خداحافظی کردین امیدوارم هرجا هستین سالم و شاد باشید من از نقدتون بسیار لذت ردم و توانایی شما را در شناخت اصول شعر کلاسیک به راحتی مشاهده کردم امیدوارم باز هم بتونم شما رو اینجا ببینم
  • سلام =(( چرا همه به فکر رفتن افتادن؟ قضیه چیه؟ =(( :-S آقای کامرانی عزیز از ماجراهای پشت پرده خبری ندارم اما ازتون به عنوان خواهر بزرگتر خواهش میکنم با عجله تصمیم نگیرید و دوستانتونو غم دار و ناراحت نکنید. زندگی پستی بلندی زیاد داره، اما مهم اینه که تو بتونی در برابرسختی هاش بجنگی. اجازه نده به نا امیدیِ زندگی که به تو بچربه. مقاوم باش. می گذره. مهدی جان زود تصمیم نگیر برادرم زندگی ات لبالب از شهد و عسل @};- @};- @};-
  • مهدی من میدونم میمونی ، میدونم نمیتونی از دوستهای خوبت تو آکادمی دل بکنی ، با این حال من ازت خواهش میکنم به جای اینکه دشمن رو شاد کنی دوستاتو شاد کن..............
  • مضمون كارتو خيلي دوست دارم مهدي جان..موفق باشيد :-) @};- =D>
  • مهدی جان یکم صبر کن پسر خوب...همیشه میشه رفت....
  • ترانه ی خوووبی بود.... @};- @};- @};- @};- ولی قضیه چیه چرا همه باهم مشکل دارن؟؟!!!!!!!!!!! :-(
    • اهمیت نده مریم خانوم...دنبال دلیل هم نباش...یه وقت دیدی تو هم با یکی مشکل پیدا کردی یا یکی با تو.....همه با هم دوست و مهربون باشیم...حداقل ما اعضا که میتونیم با هم مهربون باشیم.....
  • انقد سبک شد مثلِ پر پرواز کرد و رفت.. =(( کار زیبایی بود دوست گرانقدر.. @};- @};- @};- آقا چرا همه میخوان برن؟؟؟ =(( تجدید نظر کنین لطفا.. @};- @};- @};-
  • مدیر محترم سایت این یک کامنت من رو بجای تمام پایین انداختنای ترانه هام و مسیجی که بهم داده بودی و تهدید به حذف کردنم کرده بودی بذار بمونه بذرا کمی آزادی بیان باشه لااقل اینجا و بقیه خودشون تصمیم بگیرن ممنون وحید شعبانی عزیز جناب بهاری سید ایمان پور حسینی گل حسین خزایی مهربون معصومه قریشی گرامی و همینطور سهیل عزیز @};- @};- @};- @};- ببخشید اگه پاسخ نذاشتم تک تک و فقط یه نظر گذاشتم مخاطبم میتونه هر کسی باشه میدونم اوایل کمی حساس بودم به نقد و گیر میدادم که اثبات کنم و شاید خوب نبود بهرحال اوایل بود و من هم فقط اصرار داشتم و توهینی نمیکردم مثل الانه بعضی از دوستان که منتقدین رو متهم میکنن و تخریب یا بعد از نقد حواسشون هست برن توو ترانه های منتقدین و تخریب و توهین کنن دوبار هم دعوایی درست شد که یکبارش سو تفاهم بود و بار دیگه ش بی نزاکتیه فردی بود که نقد کرده بودم ترانه ش رو و ایرادای ترانه ش رو گفته بودم بهش برخورده بود اومده بود تخریب کنه و به ترانه نقدی وارد نکرد بمن توهین کرد ولی نه هیچ وقت اول ترانه هام حرف اضافه زدم نه شلوغ کردم نه سعی کردم با کسی دشمنی کنم اهل دراماتیک کردن فضا هم نیستم و نبودم ،کم پیش میومد کسیو به کارم دعوت کنم جز دو سه بار اونم فقط چند نفر چون دوست داشتم یچی یاد بگیرم نه این که کامنتای ترانه م بره بالا دوس داشتم اینجا رو ،چون ترانه و شعر رو دوس دارم چون زلال شدن رو دوس دارم صداقت رو ،نمیگم پاکم نه نیستم ولی صداقت رو سعی کردم داشته باشم توو برخوردام و رفتارم وقتی همیشه یه عده ترانه هاشون بالا میمونه و تو همیشه میری اون ته و پایین بازم میمونی و میگی عیب نداره بذار من اون پایینیه باشم ولی وقتی باند بازی و چاپلوسی میبینی و دروغ و رفتارایی رو که مجبور میشی الان بگی که : این آخرین نظرم بود و آخرین ترانه ای که توو این سایت گذاشتم واقعن ترانه و شعر عالم زیبایی هست اما هیچ چیزی ارزشش بیشتر از یکرنگ بودن و صداقت نیست واقعن چیزی ارزش اونو نداره که بخوای شلوغ کنی تا فک کنی امتیازی میگیری و بخوای باند بازی دربیاری و بفکر تخریب باشی و.... اونم توو عالم ترانه و شعر که اصلن اینها با دات ترانه و شعر در تضاده مطمئنن مشکلی هم ایجاد نمیشه چون نهایت هر ترانه م خصوصن این اواخر که ترانه هام بهتر شدن خصوصن که ایراد وزنی دیگه نداشتن 10 15 تا مخاطبی داشته که نظر بدن و 4 تا 5 ها هم نهایت لایک پس مشکلی نداره رفتنم مخاطب زیادی نداشتم و میگم میرم چون تحمل دیدن اون چیزایی که گفتم رو "دیگه" ندارم گرچه بد میشه چون یه نفر دیگه رو باید جای من بندازن پایین لیست ولی اینجوری شده دیگه اگرم کسی دوست داشت توو اف بی به فارسی سرچ کنه مهدی کامرانی و اد م کنه خوشجال میشم اونجا با دوستان باشم بهرحال امیدوارم دوستان موفق باشن و یادشون نره اصل چیه امیدوارم کسی ازم نرنجیده باشه و اگرم رنجیده بدونه هیچوقت عمد یا نیت بدی نداشتم و ببخشه منو زنده باشین و موفق مهدی کامرانی 26مرداد92
      • داداش مهدی یعنی واقعا داری میری خودت میدونی که من همیشه از ترانه هات لذت میبردم به نظرم یکی از ترانه سراهای این سایتی که بدون اسمت میشه حدس زد کار مال تویه همیشه سبک ترانه گفتنت رو دوست داشتم و دارم امیوارم بمونی تا باز هم در کنارت بیاموزم ارادتمند @};- @};- @};-
    • مهدی جان نبینم غمتو برادر :-) مهدی جان برادر خوبم اول اینکه این ترانتو خیلی دوس داشتم ممنون . @};- بعد از اون اینکه کار خوب اگه پایین تر از همه هم باشه مخاطب خودشو پیدا میکنه و کار ضعیف هر چقدر هم بالا بره چه با حاشیه چه با پارتی چه با هر چیز دیگه ای در نهایت باز هم ضعیفه و اینکه بیشتر دیده بشه به ضرر ترانه سراس نه به سودش ... من تو رو تا جایی که میشناسم اصلا آدم مغروری نیستی و مطمئنم اگر جایی نقدی کنی یا تعریفی بدون غرض این کار رو میکنی .ترانه سرا باید با احساسش پیش بره حس رقابت به نظر من ترانه سرارو به نابودی میکشه همینطور غرور. کسانی که با غرور بخوان کارشون رو به مخاطب تحمیل کنند مطمئن باش زمین میخورند خیلی زود خیلی خیلی زود :-) البته هیچ کدوم ما راضی به زمین خوردن همترانه هامون نیستیم امیدوارم که هر کسی راه درست رو پیدا کنه و با هم پیشرفت کنیم و در کنار هم ... من چند وقتیه حضورم در آکادمی کم رنگ تر شده و همش به خاطر این بود که جوی که اخیرا در آکادمی بوود زیاد جو دوستانه ای نبود و نمیخواستم احساس ترانه هامو مسموم کنم.این سایت سایت خوبیه ولی خب جوجه عقاب به یه حدی که میرسه دوس داره پرواز کنه اگه پرواز نکنه هیچ وقت یه عقاب واقعی نمیشه "پرواز" کن برادر "پرواز" کن امیدوارم به همه ی هدفهای بزرگ زندگیت برسی @};- @};- @};-
    • مهدی جان...لطفا بمون....بذار مدیر مدیریتشو بکنه!! ما که میتونیم با هم مهربون باشیم @};- @};- @};-
    • سلام حرف از رفتن زدی دلم بدجور گرفت :-( ، شاید نگفته باشم از همون روز اول که ترانه هات خوندم و...خودت بهتر می دونی بدجور بهت عادت کردم. امیدوارم که از این تصمیمت صرف نظر کنی... به هر حال امیدوارم هرجا هستی پیروز و سربلند باشی و پله های ترقی یکی پس از دیگری پشت سر بذاری. به امید دیدار @};- @};- @};- @};-
    • مهدی جان برادر عزیزم خیلی متاسف شدم که اکادمی یکی از بهترینهاش رو از دست داد اوایل به یاد دارم گاها پای ترانه هات از بعضی قسمت ها انتقاد میکردم و نظرم رو میگفتم ولی هیچ وقت شاهد رفتار بدی از جانب شما نبودم و معتقدم ادم نقد پذیر و صادقی هستی هنوز بعضی کلمات و کشف هایی که تو ترانه هات خواندم بیادم مونده مثل : کیت کت و لاتاری و... در این مدت کارهای متفاوت و زیبا ازت کم نخواندم برای همه اینها ازت ممنونم و معتقدم پایین یا بالا بودن بیانگر ارزش کار نیست گر چه این مدت کارهات پایین صفحه بودن ولی بنده به شخصه کارهات رو در سطح خوبی دیدم و مطمئن باش اعضای خوب اکادمی همیشه اسم تو رو به عنوان یه ترانه سرای نو گرا و خوب به خاطر خواهند داشت کارهات رو حتما از طریق پیجت پیگیری خواهم کرد و برات همیشه ارزوی بهترینها رو دارم قربانت سهیل @};-
  • درود مهدی جان همیشه خواندنت رو دوست دارم کارهات همیشه حرفهای نو و کشف های خوبی داره سپاسگزارم موفق باشی @};-
  • درود مهدی کامرانی عزیز کار خوبی بود ؛ حرفای منم مثل الکله میپّره ;)) @};- @};- @};-
  • فریادِ توو مغزم صدای مادری بیمار که حرفشُ به زور میزد و واضح نبود انقد سبک شد مثلِ پر پرواز کرد و رفت تا بود هوای خونه صاف بود و مه نبود @};- @};- @};-
  • اعصابتم سرِ همین چیزا ب… میره :-) ;)) @};-
  • @};- @};- @};- @};-
  • مهدی جان @};-